در حال دریافت تصویر  ...
نام حسن محمدی
محل تولد تاکستان - فارسجین


در حال دریافت تصویر  ...
نام حسین نظافتی
محل تولد مشهد


در حال دریافت تصویر  ...
نام مراد خدابنده لو
محل تولد خدابنده


در حال دریافت تصویر  ...
نام شعبان علی پرنون
محل تولد تاکستان - ضیاء آباد


در حال دریافت تصویر  ...
نام احمد سعیدی
محل تولد تاکستان - ضیاء آباد


در حال دریافت تصویر  ...
نام حجت الله قدیری
محل تولد قزوین - شترک


در حال دریافت تصویر  ...
نام باقر زرآبادی پور
محل تولد قزوین - الین-بخش رودبار الموت


در حال دریافت تصویر  ...
نام مهدی عصارزاده
محل تولد قزوین


در حال دریافت تصویر  ...
نام نصرالله نوروزی
محل تولد بوئین زهرا - آوج


در حال دریافت تصویر  ...
نام رضا عباسی گرجی
محل تولد تهران


در حال دریافت تصویر  ...
نام هادی احمدی
محل شهادت چغالوند گیلانغرب


در حال دریافت تصویر  ...
نام سید سبزعلی رضوی
محل شهادت جاده حسن آباد - سنندج


در حال دریافت تصویر  ...
نام اکبر غفوری
محل شهادت سوسنگرد



یک خاطره شهید  محمد اسمعیل عسگری


لب کارون!

سید محمد عبدحسینی: اسماعیل عسگری، جانشین فرماندهی گردان امام رضا (ع) بود، مداحی هم میکرد و دعای کمیل خیلی قشنگی هم می خواند. شب عملیات کربلای ۴، قرار بود مرحله ی اول غواصها بروند و در مرحله دوم بچه ها با قایق از معبری که باز شده بود، حرکت کنند. آن شب، همه ی بچه ها شور و حال خاصی داشتند ، فضا فضای منقلبی بود، صحنه های بهشت پیش روی همه ی بچه ها خودنمایی می کرد، همه مشغول راز و نیاز و طلب حلالیت از یکدیگر بودند. در همین حال و هوا، عسگری شروع کرد به خواندن ترانه ی لب کارون – همان ترانه ای که در زمان طاغوت می خواندند- عسگری آنقدر این ترانه را با شور و حال می خواند که بچه ها یاد شب عاشورای امام حسین (ع) افتادند، آن شبی که وقتی امام حسین (ع) جایگاهشان را نشان داد، همه به پایکوبی پرداختند. آن شب همه جا خورده بودند که چرا اسماعیل در یک چنین شبی، یک چنین ترانه ای را می خواند، آن هم در شب عملیات و درون کارون، اما وقتی بچه ها یکی یکی به جایگاهشان رسیدند، تازه فهمیدند که عسگری چه حالی داشت که خود هم با همان حال رفت.