تفال به شهید      -       فقیران و مستمندان را فراموش نکنید شهید  داود شالی

شهید، داود شالی: مادر و پدر گرامی! قصد داشتم با شما خصوصی صحبت کنم؛ ولی افسوس! چون هر چه بگویم کم گفته ام؛ زیرا برای تمام احساس من نسبت به شما باید قلمی از خامه قلبم و جوهری از خون رگانم کمک بگیرم تا شاید بتوانم فقط ذره ای از عشق و علاقه خود را نسبت به شما بیان نمایم و به این ترتیب از شما خیلی خیلی راضی هستم و برای شما آرزوی توفیق می کنم. مادرم! در مرگ من صبور و مقاوم باش و زیاد شیون مکن؛ چون با شیون زیاد تو، من ناراحت می شوم و قلبم آزار می بیند. مادرم! در بین اقوام و آشنایان سربلند باش تا شاید نمونه خوب مادر شهید باشی و از زحمات بی شماری که برایم کشیدی، بیش از اندازه کمال تشکر را دارم. پدر مؤمن و عزیز من! تو پدر صبور من بودی و چون در هر کاری اول فکر، بعد صبر و در آخر اراده به خرج می دادی؛ من از شما خیلی راضی هستم وامید دارم که اخلاق ناشایست مرا در خانه حلال کنی. پدر و مادر! بدانید که با این حلالیت شما از من، پاداش عظیمی در آخرت دارید. اکنون شما پدر و مادر شهیدی هستید که با ترک مدرسه و کار خود، راه خود را مثل مُراد خود حسین(ع) شناخت و هم اکنون از سالکان راه اوست. حال خواهرانم! مرا عفو کنید و از هر کار بد من در خانه و بیرون بگذرید. حجاب اسلامی را مراعات کنید تا -خدای ناکرده- چشم شیطانی مرد نامحرمی به شما نیفتد و شما هم در مرگ من صبور باشید و افتخار کنید. برادرم! راه مرا ادامه ده و مرا در کارهای خود که خوب بود، شریک بدار و با سربلندی با دیگران رفتار کن و -خدای ناکرده- فقیران و مستمندان را فراموش نکن و همیشه از مال خود به آن ها انفاق کن.۱ (۱۴۲۰۵۶۵) فرزند حقیر شما؛ داود شالی ۲۳/۱/۶۳