در حال دریافت تصویر  ...
نام محمد فلاح رحمانی
نام پدر صفر علی
نام مادر قمر
محل شهادت تنگه کانی مانگا

بیوگرافی
فلاح‌رحمانی، محمد: یکم تیر ۱۳۴۳، در روستای آوج از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد. پدرش صفرعلی و مادرش قمر نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و دوم آبان ۱۳۶۲، در تنگه کانی‌مانگا توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد بوئین زهرا - آوج تاریخ تولد ۱۳۴۳/۰۴/۰۱
محل شهادت تنگه کانی مانگا تاریخ شهادت ۱۳۶۲/۰۸/۲۲
استان محل شهادت کردستان شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم راهنمائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - بوئین زهرا


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
بسم رب الشهداء و الصدیقین. همانا روز حسین (ع) عاشورا حرمت عزت ما در سرزمین کرب و بلا (اندوه و بلا) پایمال گشت و تا روز قیامت میراثی جز غم و اندوه و بلا برایمان باقی نگذاشت. حسین زمان خمینی بت‌شکن را تنها نگذارید. چون در حمله فتح کربلا می‌خواهم شرکت کنم به نوشتن وصیت‌نامه مشغول شدم قبل از هر چیز باید بگویم که کشته شدن من و هزاران جوان مسلمان دیگر فقط به جرم اعتقاد به وحدانیّت خدا و رسالت محمد بن عبدالله (ص) می‌باشد. امروز ما مثل اصحاب امام حسین (ع) در محاصره‌ی اقتصادی و نظامی قرار گرفته‌ایم و راه آزاد شدن خیلی آسان است ؛ با یک بله گفتن و به رسمیت شناختن مظهر کفر و ظلم جهان یعنی آمریکا و روسیه و تن دادن به ذلت و خواری و بردگی آنها هم از محاصره اقتصادی و هم نظامی نجات پیدا می‌کنیم. اما مگر می‌شود ما پیرو حسین (ع) و فرزند پاکش خمینی عزیز باشیم و این چنین انتخاب کنیم؛ هرگز! دور باد از ما چنین عملی سر زند. همه بدانند من آگاهانه و با انتخاب خود در این راه قدم گذاشته‌ام، از آن زمان که من این راه را شناختم و انتخاب کردم روز به روز از عمرم می‌گذشت موفقتر و پربارتر در زندگی گام برمی‌داشتم. لذا اگر توفیق بیشتری پیدا کردم و شهید شدم سعی کنید با شهادت من اسلام و انقلاب را تقویت کنید، و کسانی که حتی به اندازه‌ی یک دانه گندم با انقلاب و دولت بد هستند در تشیع جنازه‌ی من شرکت نکنند. و شما ای پدر و مادر دلیرم! استدعا دارم خود را از صبرکنندگان قرار دهید و خدای را شکر کنید که ثمره‌ی رنج و زحمت شما ،در راه حق شهید شده، نه در راههای ضلالت و ظلم، آری پدر و مادرم شهادت یک نوع باختن نیست بلکه یک فوز عظیم است. من وصیت می‌کنم اگر شهید شدم مرا به همدان برده کنار قبر پسر دایی عزیزم داود به خاک بسپارید ؛ تا ما بتوانیم در موعود درد دل کنیم. پدر عزیز و مادر گرامی! مبادا به خاطر شهادت من ناله کنید، شاد باشید، خدای را شکر کنید که از شش فرزند یکی را در راه خدا داده‌اید. پدر جان، مواظب باش؛ شما باید شهید خود را به امام هدیه کنی؛ امیدوارم که منظور مرا خوب بدانید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. مورخه ۱۳/۶/۱۳۶۱. سرباز کوچک امام زمان. محمد فلاح‌رحمانی