در حال دریافت تصویر  ...
نام بیژن پورحیدری
نام پدر محمود
نام مادر اقدس خانم
محل شهادت موسیان

بیوگرافی
پورحیدری، بیژن: هشتم مرداد ۱۳۴۳، در شهر بیجار به دنیا آمد. پدرش محمود، در جهاد سازندگی کار می‌کرد و مادرش اقدس‌خانم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. یازدهم آبان ۱۳۶۱، با سمت آرپی‌جی‌زن در موسیان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر قزوین واقع است.

محل تولد بیجار تاریخ تولد ۱۳۴۳/۰۵/۰۸
محل شهادت موسیان تاریخ شهادت ۱۳۶۱/۰۸/۱۱
استان محل شهادت ایلام شهر محل شهادت موسیان
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات دیپلم رشته تجربی
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
«ما چرا نگرانی نداشته باشیم؛ ما که اگر شهید بشویم، قید و بندهای دنیا را از روح برداشتیم و به ملکوت اعلی و جوار حق تعالی رسیده‌ایم.» امام خمینی (س) «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی الله» (صلوه الله و سلامه علیه و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین) اکنون که بر فضل و رحمت خداوند توکل کرده‌ام و عازم هستم تا این حجاب اکبر را ـ که مبدأ تمام حجاب‌ها و ظلمت‌هاست ـ ان شاء الله در راه او بردارم و بند حب دنیا را ـ که تمام خطاهای‌مان از این حُب منشاء می‌گیرد ـ از خود بگسلم؛ چند جمله‌ای را ـ که بر من فرض الهی است ـ به عنوان یک بنده‌ی خداوند و یک مسلم با شما پدر، مادر، خواهر، برادر و تمامی دوستان و آشنایان به اسم وصیت‌نامه بیان می‌دارم: وصیت من به شما تقوای الهی است و در همه حال خدای تبارک و تعالی را ناظر بر خود و اعمال و کردار خود بدانید و هر لحظه روزی را به یاد آورید که دیده‌ها همه گریان و صورت‌ها از خوف خداوند (جل جلاله) سیاه و تمام ذره ذره‌ی اعمال ما در بارگاه با عظمت ربوبی ثبت و ضبط شده است و به حساب تک تک کردارمان خواهند رسید. آن وقت رو سفید کسی است که گفته‌های خداوند و قرآن را به گوش دل شنیده و عامل به آنها گشته و رو سیاه و ذلیل آن است که در این ره تقوای الهی را پیشه‌ی خود نساخته و از پروردگار قهار خوف نداشته باشد. من آن‌قدر بر خودم ستم کرده و گنه‌کارم، که این سیئات برایم حجابی شده و جای کلامی و بیانی نگذاشته است. به همین خاطر از خداوند رحمان خواهانم که مرگ مرا شهادت در راهش قرار دهد؛ زیرا مگر نه چنین است که با اولین قطره‌ای که از خون شهید بر زمین جاری می‌شود، گناهانش بخشوده می‌شود؟! پس خداوندا! به ما لیاقت کشته شدن در راهت را عطا فرما و من را جزو کسانی قرار ده که تو را شناخته و عاشق ات است. خُب؛ بدانید که سرنوشت همه‌ی ماست که از این دنیا ـ که همه چیزش فانی است و زود گذر ـ به آن سرا ـ که همه‌اش جاوید است و پایدار ـ برویم؛ زیرا «کل نفسٍ ذائقه الموت». پس موت امری اجتناب‌ناپذیر است و چه بهتر که این موت، قتل در سبیل او و برای پیشبرد دین او باشد. پس اگر خداوند توفیقی عطا کرد و ما سوی‌اش هجرت کردیم، استقامت پیشه کنید و از مسیر الله ـ که همان راه رهبر عزیزمان و ادامه‌ی خط شهیدان است ـ پشتیبانی کرده و در این راه کوشاتر از همیشه و به یاد مصایبی که بر «ابا عبدالله» (ع) گذشت باشید و شکر خدای تبارک و تعالی را بکنید. در پایان از همه‌ی دوستان، آشنایان و عزیزانی که بر گردن منِ حقیر و ضعیف حقّی دارند، طلب حلالیت می‌کنم و می‌خواهم که من را از کرده‌های ناپسندی که نسبت به آنها انجام داده‌ام، عفو کنند و ما را نیز در دعاهای‌شان فراموش نکنند؛ از همه التماس دعا دارم. « ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفرعنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار/ ربنا و اتنا ما وعدتنا علی رُسُلک و لا تُخزنا یوم القیامه انک لا تخلف المیعاد» (آل‌عمران/۱۹۳-۱۹۴) ۰۴/۰۸/۱۳۶۱. جعفر (بیژن)‌ پورحیدری