در حال دریافت تصویر  ...
نام حسین سپونی
نام پدر عیسی
نام مادر شهره بانو
محل شهادت مریوان

بیوگرافی
سپونی، حسین: دهم فروردین ۱۳۴۴، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش عیسی، کارمند بود و مادرش شهربانو نام داشت. دانش‌آموز سوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دوازدهم دی ۱۳۶۰، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای روستای شریف‌آباد از توابع شهر قزوین قرار دارد.

محل تولد تهران تاریخ تولد ۱۳۴۴/۰۱/۱۰
محل شهادت مریوان تاریخ شهادت ۱۳۶۰/۱۰/۱۲
استان محل شهادت کردستان شهر محل شهادت مریوان
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم متوسطه رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - شریف آباد


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
شهید، حسین سپونی: پدر عزیز! من به راهی می روم که حق است. من تمام اعمالم، راه رفتنم، گفتارم، کردارم واندیشه ام و حتی خوردن و خوابیدنم، به خاطر خدا و برای خداست. راهی که آخر آن به نور الهی و بهشت ختم می شود که خداوند به بندگان نیکش وعده داده و فرموده است: کسانی که برای من و به خاطر من با خلوص نیّت کار و پیکار کنند، به آنها بهشت را وعده می دهم. پس، از تو ای پدر عزیز! می خواهم برادرانم علی و حسن و حتی خواهرانم را به این راه دعوت کُنی و به کارها و اعمال و رفتارشان خوب توجه کُنی که این وظیفه شرعی بر گردن شما مادران و پدران است تا از راه صراط مستقیم منحرف نشوند؛ به خصوص خواهرانم که بر گردن مادر عزیز و همچنین برادرانم که بر گردن پدر مهربانم است. پدر! بعد از شهادت من به علی و حسن بگو: برادرت راهی را انتخاب کرد و رفت، که آن راه، راه خدا بود. شما هم وظیفه داری -به عنوان یک شخص مسلمان و متعهد و مسؤول- مردم را به وحدت هر چه بیشتر دعوت کنی؛ همچنان که خداوند در قرآن می فرماید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»؛ ای مردم! متفرق نشوید و وحدت خود را حفظ کنید و به ریسمان الهی چنگ زنید. ...و پیام دیگرم این است: با دشمنان قرآن، با قاطعیت هر چه بیشتر رفتار کنید و با آنها به مبارزه و مقابله برخیزید و آنها را بکُشید که به راستی شما پیکارگران در راه خدا هستید و اَجری عظیم نزد خدا دارید و اگر کُشته شوید، شهیدان در راه خدا هستید که هیچ وقت نمی میرید و نزد خدا روزی می خورید. هیچگاه رهبر عزیز -این منجی انسانهای مستضعف و دشمن مستکبران- را تنها نگذارید و همیشه از او پشتیبانی کنید و اهل کوفه نباشید و حسین(ع) زمانتان را تنها نگذارید. اگر من شهید شدم، در شهادتم نگریید؛ چون شهادت یک سعادت ابدی است و این را به دیگران هم بگویید. مادر و پدر عزیز و مهربانم! من به شما افتخار می کنم که فرزندی به دنیا آوردید و آن را برای اسلام تربیت کردید و به راه اسلام و قرآن دادید؛ که این خود افتخار بزرگی است. وصیت دیگرم این که: من به خاطر نذری که کردم، ۴۰ تومان به شاهزاده حسین(ع) بدهکارم.۱ (۱۳۸۷۶۷۹) حسین سپونی