در حال دریافت تصویر  ...
نام محمود لشگری
نام پدر لطف الله
نام مادر بتول
محل شهادت شلمچه

بیوگرافی
لشگری، محمود: نهم مرداد ۱۳۴۴، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش لطف‌الله(فوت۱۳۶۰) قهوه‌چی بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم بهمن ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال۱۳۷۵ پس از تفحص در گلزار شهدای روستای ضیاءآباد از توابع شهر تاکستان به خاک سپرده شد.

محل تولد تهران تاریخ تولد ۱۳۴۴/۰۵/۰۹
محل شهادت شلمچه تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۱/۲۷
استان محل شهادت خوزستان شهر محل شهادت خرمشهر
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم راهنمایی رشته -
عملیات سال تفحص 1375
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - تاکستان - ضیاء آباد


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
با سلام و درود بر مهدی صاحب الزمان (عج) و درود بر رهبر کبیر انقلاب و درود بر روان پاک شهیدان راه خدا ـ از صدر اسلام تا کربلای ایران. به نام الله یاور مستضعفین و به نام او که ما را زندگی داد. به نام او که زنده بودنم برای اوست. به نام او که ما را هدایت فرمود. به نام او که با تمام وجود احساسش می‌نمایم؛ ولی قاصرم از بیانش. به نام او که هدفی جز او ندارم و به نام حضرت حق که ما را در زمانی آفرید که اسلام در حال رشد بود. سلام به پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) که آخرین پیامبر خداست و سلام به سرور شهیدان، حضرت ابا عبدالله (ع) و سلام به مهدی موعود، حضرت قائم آل‌عبا (عج) و سلام به خمینی بت‌شکن (س) که ما را از وادی ظلمت به نور هدایت فرمود. ای مسلمانان جهان! از شما می‌خواهم که یاور امام باشید که اوست منجی عالم بشریت. ای خانواده‌ی عزیزم! وصیت می‌کنم حامی اسلام و دین خدا باشید، که ـ خدای ناکرده ـ خونی که شهدای اسلام برای آن داده‌اند، به هدر نرود. ای خواهران و مادران! تقاضا دارم حجاب اسلامی را حفظ نمایید، که جهاد شما حجاب شماست. از تمام دوستان و آشنایان تقاضا دارم پشتیبان ولایت‌فقیه باشند، که بنا به فرموده‌ی امام، آسیبی به آن‌ها نرسد. هم‌چنین از شما تقاضا دارم مرا حلال فرموده و از تمامی همسایگان حلالیت بطلبید. ای مادر عزیزم! اگر به لقاءالله پیوستم، برای من گریه نکن و اگر خواستی گریه کنی، برای حسین (ع) و یارانش گریه کن. برای زینب (س) گریه کن و برای فرزندان حسین (علیه السلام) در میدان خونین کربلا گریه کن. ای مادر عزیزم! تقاضا دارم که از برادرهایم «داود» و «امیر» خوب تربیت کن و آن‌ها را مردانی مؤمن و متعهد به اسلام، به جامعه تحویل بده و به آن‌ها بگو که اسلحه‌ی مرا زمین نگذارند. دیگر عرضی ندارم و از خواهرانم می‌خواهم که حتماً نماز بخوانند و روزه بگیرند، که مرگ حق است و روز قیامتی هم هست و از آن‌ها می‌خواهم که مرا از یاد نبرند. دیگر عرضی نیست. حتماً به مادرم بگویید که در روز قیامت هم‌دیگر را خواهیم دید و حق هم‌دیگر را در آن روز ادا خواهیم کرد. (به امید استقرار حکومت خدایی در جهان). محمود لشگری