در حال دریافت تصویر  ...
نام حسین فلاح انبوهی
نام پدر تیمور
نام مادر سیده صفورا
محل شهادت شلمچه

بیوگرافی
فلاح‌انبوهی، حسین: بیست و سوم آذر ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش تیمور (فوت۱۳۶۱) و مادرش سیده‌صفورا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته برق درس خواند و دیپلم گرفت. کارگر کارخانه کمپرسورسازی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم بهمن ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۱/۰۹/۲۳
محل شهادت شلمچه تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۱/۲۷
استان محل شهادت خوزستان شهر محل شهادت خرمشهر
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات دیپلم رشته برق
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
شهید، حسین فلاح انبوهی: منَّت خدایی را که بار دیگر مرا به امتحانش از جهت لطف مبتلا کرد، تا -ان شاء الله- آخرت را بر من آسان گیرد؛ البته این را نیز می دانم که لطف و رضایت خدا، باعث شد که من این راه را پیدا کنم و از این بابت نیز خیلی از خداوندِ تبارک و تعالی متشکّرم که یکی از راه هایی که به قُربِ الهی منتهی می شود، به من نشان داد. راهی که دوستانش را با ثباتِ قدم در آن وارد و هدایت می کند که البته شما بهتر می دانید آخر آن به کجا ختم می شود! این را نیز می دانم -که چه بخواهیم و چه نخواهیم- عُمرِ ما در این دنیا روزی همچون دیگران بِسَر می رسد و از این دنیا می رویم؛ اما چقدر خوب است که طالب این رفتن-در ابتدا- خودمان باشیم، نه این که ما را –به جبر- بِبَرند، بلکه باید خود مشتاق باشیم و قدم جلو بگذاریم. این حقیر نیز با آگاهی کامل قدم در این راه گذاشتم و پیروزی نهایی و فتح کربلا و قدس و نابود شدن تمام فتنه ها، طبق آیه ی شریفه «فقاتلوهم حتی لا تکون فتنه» را دارم و چنانچه در این راه، خداوند منّانمنَّت گذاشت و توفیق شهادت را نصیبم کرد، عاشقانه آن را در آغوش گیرم و چون علی(ع) گویم: «به خدای کعبه رستگار شدم»؛ چون شهادت فوزی است بس عظیم که رستگاری دایمی و همیشگی را در بر دارد. خدایا! تو را شُکر که به من توفیق مبارزه در راهت را عنایت کردی تا در روز قیامت با دست خالی ملاقاتت نکنم. اکنون هم با امید به تو در جبهه ها انتظار پیروزی را می کشم؛ انتظار «احدی الحسنین»!... یا وسیله ای هستم جهت نابودی دشمن یا به فیض لقای تو می رسم. همان طور که می دانید، خدا به انسان طبعی داده است که اگر به رضای او راضی نشود تا زنده است نگران و سرگردان خواهد زیست و لذَّت واقعی را نخواهد چشید. هر که دنیا را جدّی گرفت، ولی رضای خدا را شرط عملش نکرد، یک لحظه آرام نخواهد بود و نیز آن که زندگی را پوچ انگاشت و دل بیخودی خوش داشت، سرگردان و بی هدف راه به جایی نخواهد بُرد. بلی! دنیا و وجود ما آن قدر برابر عظمت خدای باری تعالی ناچیز و آن قدر پَست و کوچک است که اگر دستور اسلام به توجّه به دنیا، جهت عبور از این پل -که بین این دنیا و آن دنیا است- نباشد، سزاوارتر است که یک لحظه در این دنیا مشغول نباشیم!! حال که متوجه شدیم مرغ باغ ملکوتیم و از عالَمِ خاک نیستیم و جای واقعی ما دنیای بقا و نه دنیای فنا است؛ پس بکوشیم تا زاد و توشه ی آن دنیا را فراهم کنیم؛ بکوشیم از تمامی این لحظات کامل استفاده کنیم و کاری را کن


کلام شهید حسین فلاح انبوهی
Loading the player ...