در حال دریافت تصویر  ...
نام محمد ابراهیم ژاله حلاجی
نام پدر محمد حسن
نام مادر زهرا
محل شهادت ام الرصاص

بیوگرافی
ژاله‌حلاجی، محمدابراهیم: پنجم فروردین ۱۳۴۴، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدحسن، موکت‌فروش بود و مادرش زهرا نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در ام‌الرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۵ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۴/۰۱/۰۵
محل شهادت ام الرصاص تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۰۴
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات دوم متوسطه رشته -
عملیات سال تفحص 1375
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
شهید، محمد ابراهیم ژاله حلاجى: الهى! هر چه مى‏نگرم، خود را لایق این همه الطاف تو نمى‏یابم و از یادآورى گناهانم خجل و شرمسارم؛ ولى دوستى تو و حُب به اسلام -که خودت در دلم قرار دادى- مانع از آن است که از وظایف خود چشم پوشى کنم. امر به جهاد نمودى، آن را نعمت عظیم از طرف تو دانستم و بر جان خریدم. پروردگارم! از تو سپاسگزارم که مرا به راهى واداشتى که رضایت تو در آن بود. الهى! تو را شُکر مى‏کنم از این که مرا به خود وانگذاشتى تا خود را غرق در گرداب دنیا کنم و از پیروى ولى اَمرت سرپیچى جویم. پروردگارم! تو را ستایش مى‏کنم که سعادت بودن در کنار مجاهدان در راهت و همرزم بودن با سربازان امام زمان(عج) را به من عطا نمودى. عرایضى چند بنا بر وظیفه و امر به معروف و نهى از منکر، در این چند سطر مى‏آورم. همه را توصیه به تقوا مى‏کنم، تا این امر را پیشه خود قرار دهید و همیشه، همراه و همگام و پشتیبان ولایت فقیه باشید و هیچگاه به خود اجازه سوءظن به این مقام را ندهید. از دولت اسلامى و مطیع ولایت فقیه حمایت نمایید و جنگ و جهاد را -در هر برهه‏اى از زمان که لازم بود- فراموش نکنید. در اجتماعات سالم شرکت کنید و صفوف نماز جمعه و جماعات را فشرده سازید. در کسب معلومات دینى، علمى و فرهنگى کوشا بوده و همّت نمایید؛ ساده زندگى کنید و خود را از قید و بند رها سازید. در امور خیر پیشقدم بوده و فعّال باشید. اعمال خود را فقط براى رضاى او انجام دهید. ...و اما عزیزانم! امیدوارم اگر توفیق شهادت یافتم، با کمال صبر و بُردبارى، تحمل کنید و شُکرگزار باشید تا خداوند به شما اجر عظیم عطا کند و از هرگونه بى‏تابى خوددارى کنید و با وقار باشید تا دشمنان اسلام بدانند ملت ما از دادن فرزندانشان در راه اسلام، هیچ باکى ندارند. ...و از پدرم تقاضا دارم در امور خیر پیش قدم بوده و اطرافیان را نیز به این امور دعوت نماید و از انفاق و بخشش و کمک به بینوایان، دریغ نکند. ...و از مادر و خواهر عزیزم، تقاضا دارم نمونه یک زن آگاه به اسلام و قرآن باشند. ...و به برادرم توصیه مى‏کنم در کسب علم و خودسازى همت کند و به مسایل روزش آشنا باشد. ...و در انتها از والدینم تشکر مى‏کنم که مرا در قدم نهادن به این راه منع نکردند؛ بلکه تشویق نمودند تا بهتر وظیفه‏ام را انجام دهم و از شما خجلم که نتوانستم خدمتى به شما بکنم؛ -ان شاء الله- خداوند توفیق دهد جبران کنم.۱ (۱۳۸۰۲۷۵) ۲۹/۹/۱۳۶۵