در حال دریافت تصویر  ...
نام حاج علی خمسه
نام پدر محمد علی
نام مادر حاجیه بانو
محل شهادت ام الرصاص

بیوگرافی
خمسه، حاج‌علی: پنجم مرداد ۱۳۳۰، در روستای شریف‌آباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، کشاورز بود و مادرش حاجیه‌بانو نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه فرشبافی بود. سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و سه دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در ام‌الرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال۱۳۷۷ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

محل تولد قزوین - شریف آباد تاریخ تولد ۱۳۳۰/۰۵/۰۵
محل شهادت ام الرصاص تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۰/۰۴
استان محل شهادت - شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
تعداد پسر ۴ تعداد دختر ۳
تحصیلات ششم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص 1377
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - شریف آباد


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
بسم الله الرحمن الرحیم. «ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم».(بقره/ ۲۱۸). سلام علیکم. کسانی که به رحمت‌های واسعه الهی نایل می‌گردند که ایمان و اعتقاد به مبدأ و معاد پیدا نموده و به خاطر حفظ اسلام هجرت کردند و در راه خداوند جهاد نمودند این چنین افراد به آرزوی خود که همانا انتظار رسیدن به رحمت‌های خداوند باشد واصل می‌گردند و خدا هم نسبت به آنها غفور و رحیم می‌باشد. حمد و سپاس خداوندی را که هستی را از نیستی به وجود آورد و اقرار به وحدانیت و معاد که با فرستادن پیامبرانی اولی‌العظم و دوازده امام معصوم بر حق که اول آنها حضرت علی (ع) و آخر آن حضرت مهدی (عج) تعالی، امام زمان (عج) برای راهنمایی بشر از گمراهی و ذلالت و جاهلیت می‌باشد و بهترین نمونه آن دین اسلام و قرآن‌کریم است. سپس سلام و درود فراوان به منجی عالم بشریت بقیه‌الله الاعظم، امام زمان (ارواحنا له الفداه) و نایب بر حقش امام امت، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و قائم مقام رهبری و دیگر یاران با وفای امام و با سلام و درود بی‌پایان به تمامی شهدا، اسرا و مفقودین انقلاب که با ایثار خون سرخ‌شان سرزمین دشت کویر کشور مظلوم ایران را رنگین نموده و درختان نونهال را آبیاری کردند و از سالار شهیدان حسین (ع) آموختن چگونه مُردن و چگونه زیستن را، روح‌شان شاد و گرامی و راه‌شان پر رهرو باد. و با سلام و درود بی‌کران به تمامی خانواده‌های شهدا و اسرا و مفقودین و دیگر امت اسلامی حزب الله که با هدایای مالی و حیاتی خود جبهه‌های حق علیه باطل را یاری می‌کنند. اینک که امت اسلامی ایران خود را با راهیان کربلا و سپاه محمد (ص) در جبهه‌های نور علیه ظلمت آماده و محیا می‌سازد و به عنوان آخرین عملیات سرنوشت‌ساز جنگ می‌رود تا راه را برای پیروزی نهایی و حاکمیت اسلام در منطقه جهان هموار کنند، حال امت حزب الله و شهیدپرور ایران همه چیز را بر مبنای اسلام و ارزشهای متعالی آن ارزیابی می‌کند و با فدا و هدیه کردن جان که شیرین‌تر از همه چیز جسم است و مال خویش را که با به دست آوردن هزاران رنج و زحمت و دردها در راه خدا و اسلام کشیده و تحمل کرده، می‌داند با خدای خود معامله تجارتی پرسود معنوی که رهایی از عذاب دردناک و آمرزش گناهان و بهشت پر نعمت و شهادت فوزی عظیم و نصرت خداوند و فتح و پیروزی در ارزای آن است، چنانچه در قرآن کریم سوره صف آیه ۱۲ می‌فرماید: «یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم و جنات تجری من تحتها الانهار و مساکن طیبه فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم» پس باید حسین‌وار پا در عرصه جهاد در راه خدا گذاشته و هر زمان را عاشورا و هر مکان را کربلا دانسته و مرگ را در راه خدا سعادت و زندگی در سایه ظلم را نکبت‌وار می‌داند و بر آنند تا از وطن و دیار خود هجرت کرده برای آزادی سرزمین مقدس اسلامی عراق و قدس عزیز و کوتاه کردن دست ظلمان از کشورهای اسلامی در راه خدا باید جهاد کرد و به احدی الحسین دست یافت. اکنون جبهه‌های حق علیه باطل کعبه مشتاقان به الله و وعده‌گاه راهیان کربلای حسین (ع) و سپاهیان محمد (ص) است و آنجا مدرسه و دانشگاه عشق و مکتب عرفان و تجلیگاه ایثار و ایمان است و جبهه‌ها ...... نزدیکترین مقام به پیامبر (ص) و علی (ع) و حسن (ع) و امام زمان (عج) بقیه‌الله‌الاعظم است و هم تجلیگاه ایمان و اخلاص و عبودیت خداست. ای کاش خفتگان و سیاه‌دلان و آلودگان به مادیات دینوی چند روزه خود و اسیران هوای نفس به خود می‌آمدند و توفیق پیدا می‌کردند تا از نزدیک با فضای ملکوتی جبهه‌های نور و پر از معنویت رزمندگان اسلام آشنا می‌شدند، بنابراین ملت حزب الله و فداکار و مجاهد فی سبیل الله! باید بشتابید به هر کجا که جهل است تا آن را بزدایید و به جایش آگاهی و تکامل بخشید و حرکت کنید به هر نقطه‌ای که مردمش دچار بحران فکری و هرج و مرج سیاسی هستند تا آنها را به جهت‌گیری فکری و هماهنگی سیاسی آراسته سازید و سبقت گیرید به سرزمینی که اهلش به ظلم و خفقان مبتلا می‌باشند تا به جایش قسط و آزادی را برقرار و انسانها و توده‌ها را از بندگی و بردگی خودکامگان رها کنید. (ان شاء الله) ستایش خداوندی را که در این برهه از زمان و برای چندمین بار توفیق یافتم تا در صفوف راهیان کربلا و با یاد پروردگار متعال برای حفظ اسلام و شئون مسلمین از وطن و خانه و زندگی دست شسته و هجرت نمایم، از اینکه به ندای پیامبرگونه «هل من ناصر ینصرنی» حسین (ع) و امام امت لبیک گفته و به جبهه‌های نور علیه ظلمت آمده‌ام و آماده حمله بر سپاه کافر می‌شوم نه برای انتقام بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلابم و امنیت کشورم و سلامتی رهبرم، آن قلب تپنده‌ی مستضعفین جهان و ادامه راه شهدا پا در چکمه می‌کنم و خدای ایزد منّان را به یاری و گواهی می‌طلبم و از او می‌خواهم که هدایتم کند به آن سو و آن راه که خود صلاح داند. و اکنون می‌روم تا به یاری معبودم و مولایم و خالق یکتایم و به رهبری مهدی موعود (عج) ، دادگستر عدالت پرچم سبز لا اله الا الله و محمداً رسول الله را بر فراز کاخ سفید امریکا و کاخ سرخ کرملین شوروی و در تمام بلاد غیرمسلمان برافرازم و اگر خدا بخواهد تا به این هدف مقدسم نایل نگردم دست از مبارزه برنخواهم داشت و اگر پروردگار متعال عنایاتش و نظر لطفی شامل بنده حقیر گناه‌کار و ناتوانش داشته و این فوز عظیم شهادت را در راه مقدس اسلام و قرآن و دینم نصیبم کرد. الحمدلله، شکر سپاس خداوند را که چه سعادتی که مدتها آرزوی آن را داشتم و آن هنگام است که از پیوستن قطره‌های ناچیز خون سرخم بر دریای بی‌کران خون شهداء و راهگشای عبور کشتیهای صدور انقلاب اسلامی، این ثمره‌ی جوشش خون هزاران شهید و معلول و مجروح به دیگر محرومان جامعه بشری خواهم بود و آن هنگام است که این مسئولیت خطیر از دوشم برداشته خواهد شد. (ان شاء الله) و همچنین جملاتی کوتاه با پدر، مادر، خانواده‌ام، فرزندان، برادران، خواهرانم و برادران انجمن اسلامی تقدیم می‌دارم. و اما ای پدر و مادر مهربان و دلسوزم! سلام گرم و صمیمانه خود را از صمیم قلب به خدمت یکایک شریف‌تان، فرزندانم، برادران، خواهرانم و دیگر دوستان انجمن و وابستگان، امت حزب الله، خانواده‌های شهدا، اسراء و مفقودین تقدیم می‌دارم. لذا از اینکه خداوند توفیق انجام وظیفه را در جبهه‌های حق علیه باطل را پیدا کردم بسیار خوشحالم و امیدوارم که شما هم خوشحال باشید و اگر در این حال شهادت نصیبم گشت در راه رضای پروردگار و خوشنودی مولایم امام زمان (عج) نگران نباشید چرا از اینکه خون سرخ من مگر از خون شهدای انقلاب اسلامی ایران و یا شهدای کربلا و امام حسین (ع) ریخته شد رنگین‌تر است و به جهانخواران شرق و غرب بگویید اگر خانه و کاشانه‌ام را به آتش بکشید و اگر گلوله‌های شما قلبم را سوراخ سوراخ کند و با شمشیرهای خود دست و پاهایم قطع نماید آرزوی یک کلمه ضعف و زبونی و آرزوی فروختن دینم را به گور خواهید برد؛ و به آنها بگویید که اگر پیکرم را زنده، زنده پاره کنید، اگر پاره تنم را تکه‌تکه و گوشت و استخوانم را در آتش بسوزانید و اگر خاکسترم را به دریا بریزید از دل امواج خروشان دریا صدایم را با ندای «الله اکبر و لا اله الا الله و محمداً رسول الله و رهبرم خمینی روح الله» را خواهید شنید و فریاد می‌زنم: اسلام پیروز است و منافق و امریکا و شوروی و اسرائیل و انگلیس و فرانسه نابود است. لذا تقاضای عاجزانه از همگی شما دارم که هیچگاه از بابت من گریه نکنید و صبور باشید و اگر هم دلتان شکست، یاد آورید صحنه‌های کربلا روز عاشورا را که سالار شهیدان تحمل ۷۲ شهید را با آن مشکلات کردند و حتی هم لباس سیاه به تن ننمایید و جشن بگیرید و چراغبانی و شیرینی پخش کنید چرا که از نگرانی شما مبادا دشمنان اسلام خوشحال شوند و از همگی شما استدعا و خواهشمندم که با برادران انجمن اسلامی همکاریهای لازم داشته و از آنها تقاضای کمک معنوی و دیگر را بنمایید که با کمال میل خواهند پذیرفت. (ان شاء الله) سخن را کوتاه کنم در خاتمه فقط با چند جمله دعا و همگی شما را به خدای بزرگ می‌سپارم. خدایا، پروردگارا، معشوقا، معبودا! این یار مستضعفان، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را، همرزم رزمندگان را، این عاشق الله را، این درهم شکننده طاغوتیان را، این روح خدا را، این ابراهیم زمان را، این خمینی (ره) بت‌شکن تاریخ را و قائم مقام رهبری آیت‌الله منتظری و دیگر یاران با وفای امام را تا ظهور مهدی حفظ بفرما. خدایا! جندالله را که با سوگند به ثارالله در لشکر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب‌الله زمینه‌ساز حکومت جهانی بقیه‌الله است حمایت کن. والسلام. مورخ ۲۵/۰۹/۱۳۶۵. حاجعلی خمسه‌ای


کلام شهید حاج علی خمسه
Loading the player ...