در حال دریافت تصویر  ...
نام سید مهدی حسینی سیاپوش
نام پدر سید حسین
نام مادر فاطمه
محل شهادت فاو

بیوگرافی
حسینی‌سیاهپوش، سیدمهدی: دهم فروردین ۱۳۴۶، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدحسین، کشاورزی می‌کرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان سطح اول در حوزه علمیه درس خواند. طلبه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در بهشت زهرای شهر تهران واقع است.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۶/۰۱/۱۰
محل شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۲۴
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت فاو
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سطح1ـاتمام لمعتین رشته حوزوی
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید تهران - تهران


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
شهید، سیدمهدی حسینی سیاهپوش: حال که قلم به دستم گرفته، کاغذ زیر دستم می لغزد و در سنگر حق علیه باطل نشسته ام و در فکر عملیات هستم، این را تصور می نمایم که باید در راه خداوند، از شط خون گذشت، تا پیروزی عاید ما گردد و با دست پُر برگردیم. ...و اما خداوندا! زبانم قاصر است که نتوانستم اطاعت و بندگی تو را بکنم و از این جهت با سرافکندگی رو به سوی تو گشودم. جز دَرِ تو، هیچ دَری را نزدم و تنها از تو طلب عفو و بخشش می نمایم و تنها در دل شب، تو را می خوانم. خداوندا! تو ای پروردگارم! همه از توست... زمین و آسمان و ماه و خورشید/ به چشم دل همه آیات توحید/ سزد تنها تو را یا رب! خدایی/ چه نیکو کرده ای قدرت نمایی ...و خداوندا! وقتی به نشانه های تو با دلی مملو از عشق به تو و چشمی با بصیرت می نگرم، چنین فکر می نمایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ با ذکر خداوند قلبها آرامش پیدا می کند. خداوندا! این جان ناقابل مرا به خاطر بیان شدن احکام خود در محضر خودت بپذیر. خداوندا! برای پیاده شدن احکامت این جان ناقابل ما را بپذیر؛ این جان ناقابل در راه احکامت بسیار بیارزش است. صدها بار به من جان بده که تنها تو را بخوانم و در راه دین تو فدا شوم. می خواهم که به حق محمد (ص) و آلش از قبولشدگان درگاهش باشم و یگانه خواسته ی من این است که در عشق تو بسوزم و احکام تو را -اگر با جنگیدن نتوانستم ادا کنم- با خون خود ادا نمایم. ...و اما خداوندا! من دین تو را با دلی مملو از عشق تو و با چشمی با بصیرت، انتخاب نمودم و هرگز از دین تو برنخواهم گشت و در راه تو جان خودم را نثار خواهم کرد. ...و اما برادران عزیز! فرصت را غنیمت بشمارید و عمر را -که سرمایه ی جاودانی است- به هدر ندهید که به راه گمراهی و ضلالت گرفتار می شوید و تنها، راه حق را سرلوحه ی خود قرار دهید تا رستگار گردید. پدران و مادران! فرزندان خود را تربیت اسلامی دهید و همیشه آنها را با مسایل قرآن و اسلام آشنا سازید و آنها را افرادی متقی به جامعه اسلامی تحویل دهید و مبادا با جبهه رفتنشان مخالفت کنید و در آن دنیا نزد حضرت زینب(س) -که شهادت ۷۲ شهید را تحمل کرد- در مقابل آنها سرافکنده و خجل باشید و -خدای ناکرده- نتوانید حق شهدا و خانواده ی آنها را ادا نمایید. پدر و مادر عزیز! امیدوارم که مرا به عنوان یک فرزند کوچک، حلال نمایید؛ چرا که برای من خیلی سختی ها و مشقت ها کشیدید تا بزرگم کردید و من خوشبختم که مرا فرزند صالحی تحویل جامعه دادید. ...و اما پدر و مادر! مرا ببخشید که نتوانستم حق پدر و مادری شما را ادا کنم و امیدوارم که در آن دنیا، شما را در نزد جدم حسین(ع) شفاعت نمایم و باعث خشنودی شما شوم. ...و اما وصیتی با برادران عزیزم سیدمحمد، سیداصغر و سیدمرتضی و خواهرم طوبی دارم: امیدوارم همگی مرا ببخشید و حلال نمایید و هر بدی از جانب بنده دیده اید، ببخشید و مرا در نزد خداوند عفو نمایید و امیدوارم که همگی در خط امام باشید که همانا خط امامان و پیامبران عظیم الشأن اسلام است و از شما می خواهم که همگی در راه ولایت فقیه قدم بردارید. اما برادران عزیزم و خواهرم! خط امام، خط انبیا است. مبادا از خط ولی فقیه جدا شوید، که در آخرت، جواب خداوند و پیامبران و امامان را نتوانید داد و در قبال خون شهدا مسؤول هستید. کاری نکنید که در آخرت و در مقابل آنها خجل و شرمنده باشید؛ این خطی است که برای حفظ آن، علمایی مثل «فضل الله نوری»ها به سَرِ دار رفتند و جان خود را نثار اسلام نمودند و فدا شدند. امیدوارم که از ولی فقیه، کمال حمایت را بنمایید و برای اسلام و مسلمین مثمر ثمر باشید. حسین جان! نوای دلنوازت را شنیدم؛ گذشتم از پدر و مادر و یاران، جواز کربلایت را خریدم.۱ (۱۲۳۹۶۸۵) سیدمهدی حسینی سیاهپوش ۱۴/۱۱/۱۳۶۴