در حال دریافت تصویر  ...
نام علی اصغر نوری
نام پدر عیسی
نام مادر حاجیه
محل شهادت سردشت - پایگاه واوان

بیوگرافی
نوری، علی‌اصغر: بیستم مرداد ۱۳۴۲، در روستای دیال‌آباد از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد. پدرش عیسی و مادرش حاجیه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. سوم آبان ۱۳۶۴، در پادگان واوان سردشت هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر الوند تابعه قزوین واقع است.

محل تولد تاکستان - دیال آباد تاریخ تولد ۱۳۴۲/۰۵/۲۰
محل شهادت سردشت - پایگاه واوان تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۰۸/۰۳
استان محل شهادت آذربایجان غربی شهر محل شهادت سردشت
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات پنجم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین-شهر الوند


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
شهید، علی اصغر نوری: در این موقعیّت حساس از زمانه که اسلام به یاری احتیاج دارد، من چون دیگر رزمندگان اسلام بر خود لازم دانستم که جبهه ی حق را یاری کنم و به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» امام حسین(ع) -که پس از چهارده قرن از زبان امام خمینی جاری شده است- لبیک گویم و با دیگر همرزمانم از حریم ایران اسلامیمان دفاع کنم. باری! من با چشم باز و با مُشتی محکم این راه را انتخاب کردم و اگر شهید شدم، تنها آرزویم این است که شما ملت غیور ایران و خانواده ی عزیزم و خصوصاً برادر بزرگوارم، از یاری امام عزیزمان -این نور الهی که تمام عُمْرش را صرف اسلام، مسلمین و مستضعفین کرده است- دست بر ندارید و تنها از او سرمشق بگیرید. امیدوارم شهادت بنده باعث سربلندی اسلام و خانواده ام گردد. ای خدای بزرگ و رحیم! تو دهنده ی صبری؛ اگر شهادت را بر من می پسندی، صبری از کوه محکمتر به برادر و خواهرم و دیگر اقوامم عطا کن. ای خدایی که اشک ها را تو از چشمان سرازیر و لبخندها را بر لبها جاری می کنی! آنگونه کن که هر گاه اقوامم در شهادتم می گریند، یاد امام حسین(ع) بر دلهایشان آید و بر داغ امام حسین(ع) بگریند و هرگاه بر جوان از دست رفته ای می گریند، یاد علی اکبر، قاسم و ابوالفضل بر دل هایشان آید و برای آنان بگریند. ای خدای من! دوستانم را ادامه دهنده ی راهم و برپا کننده ی پرچم «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» سید الشهدا(ع) قرار ده. ای خدای من! آخرین لحظه ی عُمْر مرا لحظه ی دیدار خود و دیدار امام زمان(عج) و دیدار امام حسین(ع) و بعد از شهادتم، مجلس ختم و چهلم مرا مجلس عزای حسین(ع) و فرزندانش قرار ده و به آن مجلس نظر کن که نه برای من، بلکه برای شهیدان کربلا گریسته شود و آنگونه کن که برای تعجیل در ظهور امام عصر(عج) و سلامتی عزیز دلم، امام امت، خمینی بتشکن دعا شود. خدای من! روز قبل از شهادتم، حالم را دگرگون و چشم هایم را از دیدن غیر خود، مأیوس ساز. برادر، خواهر و اقوامم! امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه ی من به دست شما نرسد، آنگاه به یاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحت شوید و هر وقت دلتان گرفت به مزار شهدا بروید و به مزار آنها بنگرید؛ آن وقت درد خود را فراموش خواهید کرد. ای برادر و خواهر عزیزم! پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید. ای خواهران عزیز و ارجمندم! حجاب، عفّت و پاکدامنی را سر لوحه ی زندگی خود قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید. باید بگویم که امید زیادی برای شهادت دارم و همیشه هنگام خواندن نماز آرزوی شهادت می کنم. ملت عزیز و خانواده ی گرامی ام! از شما می خواهم قدر نایب مهدی(عج) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعی است. خدا می داند که شهادت، هزار مرتبه بهتر از داماد شدن است و شهادت تولدی است برای زندگی جاودان و ای کاش جان ها داشتم و بارها برای پیروزی اسلام برکفر می جنگیدم. به جایی می روم که ملکوتش نامَند و جایی می روم که بهشتش نامَند. زندگی ذلت بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم و همانطور که قلب پاکم آگاه است، به آرزوی خودم خواهم رسید. امیدوارم این قطره خون بی ارزش -برای باروری انقلاب اسلامی جهانیمان- مورد پذیرش حضرت ولیعصر(عج) و نایب او امام خمینی قرار گیرد. (۱۸۰۰۶۲۴) علی اصغر نوری