در حال دریافت تصویر  ...
نام سید محمد باقر موسوی آوانکی
نام پدر سید نقی
نام مادر منیره
محل شهادت فاو

بیوگرافی
موسوی‌آوانکی، سیدمحمدباقر: چهاردهم مرداد ۱۳۴۵، در روستای آوانک از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدنقی، دامدار بود و مادرش منیره‌ نام داشت. دانش‌آموز چهارم متوسطه در رشته اقتصاد بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سی‌ام بهمن ۱۳۶۴، در فاو عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین - آوانک تاریخ تولد ۱۳۴۵/۰۵/۱۴
محل شهادت فاو تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۳۰
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت فاو
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات چهارم متوسطه رشته علوم اقتصادی
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - آوانک-بخش رودبار الموت


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
بسم رب الشهداء و الصدیقین. «یا ایتها النفس المطمئنه. ارجعی الی ربک راضیه مرضیه. فادخلی فی عبادی. وادخلی جنتی». (فجر/ ۲۷-۳۰). «زندگی ما همانند قطره‌ای است که به اقیانوس عظیم وحدت می‌پیوندد. باید در راه خدا با دنیا خوارانی که زندگی این جهانی را بر سعادت جاوید برگزیده‌اند، پیکار کنید و در راه خدا بجنگید و کشته شوید و یا پیروز گردید. به زودی به شما پاداش بزرگ خواهیم داد». (قرآن کریم). نمی‌دانم چه بنویسم و از کجا و چگونه شروع کنم؛ ولی همین قدر می‌دانم که نوشتن وصیت‌نامه واجب و مبارک است. اکنون که در آتش عشق «لقاءالله» می‌سوزم و اکنون که مثل طوطیان هوای هندوستان در سر دارم و وصال معشوق هدف من است؛ اصلاً انگشتانم قادر به حرکت دادن قلم نیستند و نمی‌دانم چه بگویم. اما آنچه گفتنی است باید گفت: ای کسانی که دل به این انقلاب بسته‌اید و ای جوان‌هایی که با صداقت‌تان در جستجوی حقیقت هستید و ای کسانی که می‌خواهید با هوای نفس‌تان مبارزه کنید، سعی کنید اسلام را درک کنید و بشتابید. توصیه‌ای به دوستانم دارم و آن این است که از روحانیت اصیل و مبارز حمایت کنید و با فریاد این انسان‌های وارسته فریاد بزنید و آنان را تنها مگذارید. و شما ای برادرانم! زندگی مانند قطره‌ای است که به اقیانوس عظیم وحدت می‌پیوندد. مرگ برای همه است و سراغ همه خواهد آمد؛ پس بدانید که چه می‌کنید و چگونه زندگی خواهد کرد. همان طور که پیامبر بزرگ ما فرموده است: «دل بستن به مظاهر دنیا، سر منشأ تمام خطاهاست.» پس پیروی از نفس اماره است که گناهان را به دنبال دارد. برادران عزیزم! در تمامی جریانات انسان باید به تمام طاغوت‌ها کافر شود تا بتواند به خدا و راه رسولان مؤمن گردد. برادرانم! جبهه‌ی شما درس خواندن است و اگر روزی من به آرزوی دیرینه‌ی خود یعنی شهادت رسیدم، نگویید ما حتماً باید جای برادرمان را در سنگر بگیریم. درس خواندن شما مشت محکمی بر دهان طاغوتیان و یاغیان زمان است و با درس خواندن تو و امثال توست که این جامعه از سلطه و استعمار می‌تواند رهایی یابد. و اما پدر و مادر عزیزم! چگونه برای شما سخن بگویم؟ من می‌دانم که هیچ پدر و مادری جز سعادت فرزندش چیز دیگری نمی‌خواهد؛ اما سعادت من در شهادتم است و خداوند این لیاقت را ان شاء الله به من عطا خواهد کرد و بدانید فرزندی شهید نمی‌شود، مگرآن که پدر ومادرش قابلیت چنین افتخاری را داشته باشند. پس سرافزار باشید که از امتحان خدایی به نیکی بیرون آمدید. بنابراین از نبود من کمبودی احساس نخواهید کرد. شما که ایمان راسخ به معاد و زندگی جاوید در آن جهان دارید، مرا هرلحظه پیش خودتان احساس می‌کنید. پدر و مادر عزیزم! من از شما می‌خواهم مرا ببخشید که نتوانستم فرزندی شایسته برای شما باشم. من هیچ گاه مهربانی‌های شما را فراموش نخواهم کرد؛ چون حق پدر و مادر و فرزندی را بجا نیاورده‌ام. مرا حلال کنید و برایم دعا کنید. خداوند به شما توفیق بدهد. خواهرم! باید از فاطمه (علیها سلام) و زینب (س) درس بگیرد و روش زندگی کردن را از این دو بانوی بزرگوار یاد بگیرید و بچه‌هایتان را در همان روزهای اول با امور اسلامی آشنا کنید. اما سخنی هم با دوستانم که افتخار همکاری در محیط درس و کار را با آنها داشتم و آن این که در خودسازی کوشا باشید و هرگز نماز را فراموش نکنید و تا می‌توانید قرآن و دعا بخوانید و از مطالعه‌ی کتب اسلامی دست بر ندارید. دوستان عزیزم! من دیگر در کنار شما نیستم تا راه شهیدان اسلام را- که در خط ولایت فقیه و روحانیت اصیل بودند- برای شما بازگو کنم. در خاتمه تقاضا دارم مرا در گلستان زادگاهم به خاک بسپارید. و من لله التوفیق. ۱۸/۱۱/۱۳۶۳. سید محمد باقر موسوی آوانکی