در حال دریافت تصویر  ...
نام گنج علی آقایی
نام پدر صفر علی
نام مادر منور
محل شهادت پنجوین

بیوگرافی
آقایی، گنجعلی: دوم مهر ۱۳۴۲، در روستای شال از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد. پدرش صفرعلی، کارگر بود و مادرش منور نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. چهاردهم آبان ۱۳۶۲، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به دست، پا و کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد بوئین زهرا - شال تاریخ تولد ۱۳۴۲/۰۷/۰۲
محل شهادت پنجوین تاریخ شهادت ۱۳۶۲/۰۸/۱۴
استان محل شهادت سلیمانیه شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم متوسطه رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - بوئین زهرا - شال


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
بسم رب الشهدا والصدقین آن کس که طلب کند مى‏یابد مرا، و آن کس که مرا یافت، مى‏شناسد، و آن کس که مرا شناخت دوستم مى‏دارد، آن کس که دوستم داشت، به من عشق مى‏ورزد، آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق مى‏ورزم. آن کس که به او عشق ورزیدم، مى‏کشم او را، آن کس را که من بکشم، خونبهایش بر من واجب است. آن کس که خوبنهایش بر من واجب است، پس من خودم خوبهایش هستم: «حدیث قدسى» سپاس خداوندى را که بر مستضعفان زمین منت گذاشت و انقلابى عظیم و اسلامى بر پا کرد و سپاس خداوندى را که بر ما منت گذاشت و رهبرى عالیقدر، نمونه و الگوى انسانیت اسلام به ما عطا کرد که هم او بر عمر پر برکتش بیفزاید تا انقلابى بزرگتر و عظیم‏تر؛ یعنى ظهور مهدى (عج). سپاس خداوندى را که مرا در زمان خمینى بت شکن آفرید. درود بر ملت شهید پرور ایران. و درود بر آنهایى که در تلاشند تا از دستاوردهاى انقلاب اسلامى پاسدارى کنند. و سلام و درود بر شهداى به خون خفته انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى عراق؛ کسانى که با دادن خون خود به نداى «هل من ناصرا ینصرنى» امام حسین (ع) بعد از چهارده قرن لبیک گفتند. و سلام و درود بر امام خمینى، نایب بر حق امام زمان (عج)، این نجات دهنده تمام مستضعفان جهان. وصیت نامه خود را آغاز مى‏کنم: من به عنوان یک فرد مسئول و مسلمان و بنابر حکم دین و وظیفه شرعى که داشتم قدم در این راه نهادم. خداوند را شکر مى‏کنم که چنین سعادتى را نصیب من کرد و چنین رهبرى در پیش راه قرار داد، و ذره‏اى نور ایمان در قلب من روشن نمود تا خود و خداى خود را بشناسم. اکنون که در میان شما نبوده و خداوند لیاقت شهادت را به من عطا کرده، چنانکه خود را لایق این لیاقت نمى‏دانم - این پیام مرا با صداى بلند به گوش منافقین و دشمنان اسلام برسانید که از کورى دل خود، ما را ناآگاه مى‏خوانند. به آنها بگویید ما آگاهانه و بدون هیچ جبر و زورى که تنها بر شما وارد است در این راه قدم نهادیم. اگر هزاران جان داشتم در راه خدا و برقرارى پرچم «لااله‏الااللّه‏» در جهان و اماممان که پیشرو این راه است نثار مى‏کردم. و تو اى خواهر و برادر مسلمان بیدار باش که فریب این از خدا بی خبران را نخورى و با چهره هزار چهره‏شان در تو شک و شبهه ایجاد نکنند. خداوندا ! تو را گواهى می دهم که هدف ما در این جنگ اعتلاى کلمه حق و سرنگونى ستمگران است. این مردم جوانانى را از دست داده‏اند که جزو بهترین سرمایه‏هاى آنان بوده است. از نظر معنوى هدفشان حفظ و برقرارى اسلام و قرآن است، پس شما مردم مدیون خون شهدایید، وظیفه شما در قبال این خونهاى پاک، بندگى خدا و عمل به احکام اسلامى و حفظ و نگهدارى جبهه‏هاى انقلاب اسلامى است. پیام من به شما مردم شال این است که از امام خمینى که نایب حجت خدا در روى زمین است، اطاعت کنید و هیچ موقع او را تنها نگذارید مخصوصا پشتیبان روحانیت محل باشید، قدر آنها را دانسته و تا زمانى که در میان شما هستند، اوامر آنان را اطاعت کنید. در هر حال و در همه جا مخصوصا در وقت نماز براى طول عمر امام دعا کردهش، و از خداوند بخواهید انقلاب او را به انقلاب حضرت مهدى(عج) پیوند دهد. چند کلمه نیز به امام خود به عنوان پیام مى‏فرستم: البته، من کوچکتر از آن هستم که براى امام پیام بفرستم: امام عزیز، اى کسى که خود را فداى اسلام و مکتب کرده و سالها تلاش و کوشش و جهاد در راه اعتلاى دین خدا کردى؛ و اى کسى که همیشه در سخنان گوهربارت از خداوند تبارک و تعالى سخن به میان آوردى؛ اى نجات دهنده مسلمانان ایران و جهان! فقط یک درخواست از وجود مبارک دارم و آن اینکه از خداوند بخواهى از گناهانم بگذرد و مقام شهید را به من عطا فرماید، زیرا دعاى شما مستجاب است. و سخنى دیگر به خانواده‏ام که از همه به من نزدیکترند: پدر و مادر عزیز و مهربانم! برادران و خواهران گرامیم: پس از شهادت من صلاح اسلام را در نظر گرفته و در اجراى عمل به اسلام راستین و خط امام کوشا باشید. شهادت من باعث نشود بر کسانى که مقدارى انحراف فکرى دارند خرده گیرى کنید و تند خویى نمایید. سعى کنید اول، خود را اصلاح کرده سپس به اصلاح جامعه بپردازید. تو اى مادر عزیزم: مى‏دانم که اسلام را بیشتر از همه دوست دارى، پس اصلاً به شما من فکر نکرده و فقط فکرت اسلام باشد که دوستش دارى و نمى‏خواهى که از بین رود، ببین مصلحت اسلام چه بوده است. مادرجان! مگر من از على اکبر حسین (ع) و حضرت قاسم (ع) عزیزتر بودم که خون مطهر آنان در این راه ریخته شد. پس صبر داشت باشید، و دعا کنید که خداوند از گناهانم بگذرد، تا بتوانم در آن دنیا مقام والایى به دست آورم. خداوند به تو صبرى جمیل و اجرى جزیل در دنیا و آخرت عطا فرماید. و تو اى پدر عزیز و گرامى! از شما هم به خاطر زحماتى که برایم کشیده‏اید قدردانى نموده و از خداوند مى‏خواهم به شما هم صبرى جمیل و اجرى جزیل در دنیا و آخرت مرحمت فرماید. و پیامى به دوستان دارم: اینکه برادران عزیز! وظیفه‏اى که بر عهده شما گذاشته شده خوب عمل کنید؛ یعنى در کلاس به درس معلم گوش داده و آنها را خوب تحویل دهید؛ با این عمل ثابت مى‏کنید که طرفدار انقلاب وامام امت هستید. درس بخوانید و آگاه بشوید، و با آگاه شدن خود تمامى منافقین داخلى و خارجى را محکوم کرده و تو دهنى محکمى بر آنها بزنید. مادر مهربانم! تمام رنجهایى که از طرف من به شما رسیده است، و شما آنها را تحمل کرده‏اید، قدردانى نموده و قول مى‏دهم اگر در آخرت مقام شهید را پیدا کردم، از شما شفاعت کنم. از شما مى‏خواهم اگر در این راه شهید شدم، مرا غسل ندهید و کفن نکنید. چون براى کسى که معلمش ، حسین (ع) را غسل ندادند و کفن نکردند، ننگ است غسل و کفن شود. چون شهادت یگانه آرزوى من بوده پس هر چند روز که مى‏توانید جلوى خانه‏مان را چراغانى کنید. هیچ وقت برایم گریه نکنید و اگر خواستید براى حسین(ع) گریه کنید. ناراحت نبوده و خوشحال باشید و بگویید «ربنا تقبل منا» «خدایا از ما قبول بفرما» بر سر مزارم گریه نکنید که منافقین خوشحال مى‏شوند و من نمى‏خواهم که این گونه باشد. در آخر از پدر و مادرم مى‏خواهم برایم یک ماه روزه و یکسال نماز به جاى آورند، چون گاهى اوقات نماز و روزه به جا نیاوردم. کتابهایى که در خانه دارم، بفروشند و مبلغش را به حساب جنگ زدگان واریز نمایند. مرا در گلزار شهداى شال کنار دوستانم، خصوصا شهید مظلوم آقا سید حسن موسوى دفن نمایید. یک درخواست از مردم شهید پرور شال دارم: مسجد را خالى نگذارید چون به فرموده امام، مساجد سنگر هستند. باید سنگرها را حفظ کنید و هر چه بیشتر در دعاهاى توسل و کمیل شرکت کنید، که همین دعاها هستند که رزمندگان ما را در جبهه‏ها به پیروزیهاى بزرگ مى‏رساند والسلام علیکم و رحمه‏اله و برکاته . گنجعلى آقایى