در حال دریافت تصویر  ...
نام عبدالله حلیمی
نام پدر حسن
نام مادر معصومه
محل شهادت فکه

بیوگرافی
حلیمی، عبدالله: ششم بهمن ۱۳۲۹، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن و مادرش معصومه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. ابزارفروش بود. سال ۱۳۵۳ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم اسفند ۱۳۶۱، در فکه توسط نیروهای عراقی به شهادت رسید. پیکر او مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۸۰، پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۲۹/۱۱/۰۶
محل شهادت فکه تاریخ شهادت ۱۳۶۱/۱۲/۲۱
استان محل شهادت ایلام شهر محل شهادت دهلران
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
تعداد پسر ۱ تعداد دختر ۱
تحصیلات ششم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص 1380
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
شهید، عبدالله حلیمى: لبیک یا حسین(ع) ... لبیک یا زینب(س) ... لبیک اى رهبر عزیز انقلاب اسلامى خمینى عزیز! فرمودى جوانان به جبهه بروند، که فردا دیر است. این جانب وظیفه شرعى دانستم که به نداى شما نایب امام زمان(عج) لبیک گویم. موقعیت ما مانند زمان حسین(ع) شده است. اسلام عزیز خون مى ‏طلبد و قربانى مى‏ خواهد تا در سراسر جهان پایدار بماند. مگر مى‏ شود پشت حسین زمان را خالى گذاشت و خط و حرکت او را تقویت نکرد؟! برادران عزیز همشهرى! دشمن به ظاهر مسلمان مى‏ خواهد یاران پاک امام، چون: آیت ‏الله مشکینى و حجت‏ الاسلام خامنه ‏اى و حجت ‏الاسلام رفسنجانى عزیز و نور چشم ملت ایران و دیگر روحانیان متعهد را با هر نوع تهمت، از ما بگیرد. بدانید آن روزى که روحانیت از ملت جدا شود، به فرموده امام عزیزمان، روز جشن ابرجنایتکاران است. از برادران همشهری ام مى‏ خواهم که امام جمعه عزیزمان، حضرت حجت ‏الاسلام و المسلمین آقاى باریک‏بین و دیگر روحانیون متعهد شهرمان را -که در خط اسلام حرکت مى‏ کنند- یارى و صف هاى نماز جمعه را بیشتر از هفته‏ه اى قبل، پُر کنند. از خانواده عزیزم مى‏ خواهم، در کوچه و خیابان که راه مى‏ روند سرشان را بالا گرفته و با افتخار بگویند، ما این قربانى را در راه خدا و براى حفظ قرآن و اسلام و حجاب داده ‏ایم. خواهشمندم اگر خبر شهادت مرا آورند، هیچگونه گریه و ناله نکنید که اصلاً با روح من و راهى که انتخاب کرده ‏ام، نمى‏ خواند. بگویید او راهش را انتخاب کرد و کسى حق زدن هیچ نوع حرفى را ندارد. از خانواده ‏ام مى‏ خواهم به جاى ناراحتى و گریه، مردم را به اسلام و قرآن و حفظ خط امام -که راه انبیاست- و رفتن به سوى جبهه‏ ها، تشویق نمایند. از تمامى همشهریان و همسایه ‏ها و دوستان و همسایگان مغازه و منزل مى‏ خواهم اگر از بنده اشتباهى سر زده به بزرگى خودشان ببخشند. از شما امت حزب ‏الله مى‏ خواهم که در مقابل نارسایى‏ها و کمبودها صبر و استقامت نشان داده تا خون شهدا به هدر نرود و از دولت مکتبى برادر موسوى حمایت کنند که یارى امام زمان(عج) کرده ‏اند. برادر عزیزم! جواد و فاطمه را اول به خدا و بعد به تو مى‏ سپارم و در مورد تربیت آنان مانند فرزندان خودت رفتار کرده و از تربیت اسلامى دریغ نفرمایید. -ان شاء الله- اگر بزرگ شدند و جواد درسش تمام شد، در سپاه یا جهاد سازندگى خدمت کند و فاطمه هم مقدارى در جهاد مشغول خدمت شود و زیر نظر خودت باشند. در مورد بچه‏ ها دیگر سفارش نمى‏ کنم؛ خودت اول پدر آنها باش، بعد عمویشان. چون امروز یا فردا حمله نزدیک است. به حجت ‏الاسلام لشکرى سلام برسانید و از ایشان بخواهید براى رزمندگان دعا کنند، که این حمله بستگى به دعا دارد. -ان شاء الله- کار صدام تمام است و ما -ان شاء الله- به کربلا مى‏ رویم. آنجا که حسین(ع) در صحنه است، اگر در صحنه نباشى، هر کجا که مى‏ خواهى باش، چه ایستاده به نماز و چه نشسته به شراب، هر دو یکى است.۱ (۱۲۴۵۴۰۷) عبدالله حلیمى ۲۲/۸/۶۱ ساعت ۵/۹ شب