در حال دریافت تصویر  ...
نام نجف علی امام قلی
نام پدر علی
نام مادر خدیجه
محل شهادت عین خوش

بیوگرافی
امامقلی، نجفعلی: دوم فروردین ۱۳۴۱، در روستای هیر از توابع شهر قزوین به دنیا آمد.پدرش علی (فوت۱۳۴۷) و مادرش خدیجه (فوت۱۳۴۴) نام داشت. تا دوم متوسطه در رشته ریاضی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نوزدهم آبان ۱۳۶۱، در عین‌خوش توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر و سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین - هیر-بخش رودبار شهر تاریخ تولد ۱۳۴۱/۰۱/۰۲
محل شهادت عین خوش تاریخ شهادت ۱۳۶۱/۰۸/۱۹
استان محل شهادت ایلام شهر محل شهادت دهلران
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات دوم متوسطه رشته ریاضی
عملیات محرم سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین -


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
شهید، نجفعلى امامقلى: خداوندا! از تو مى‏ خواهم، مادامى که گناهانم را نیامرزیده ‏اى، مرا از این دنیا نبرى که آرزوى دیدار تو را در روز معاد دارم و دلم مى‏ خواهد از آن افرادى باشم که از دَرِ جهاد وارد بهشت می شوند. بار خدایا! تو را به حبیبت، حضرت محمد (ص) قسم مى‏ دهم که به من علم، بصیرت، حکمت و زبان گویا عطا فرمایى؛ پس بر محمد (ص) و آلش درود فرست. بار خدایا! گناهان من خیلى زیاد است؛ اما مى‏ دانم که وسعت رحمت تو به قدرى است که گناهان من در مقابلش مانند قطره ‏اى در مقابل اقیانوس مى‏ باشد. از تو مى‏ خواهم که مرگ مرا، شهادت در راه پر ارج خودت قرار دهى. اى خداى من! که به من پیام آموختى، نوشتن آموختى، به من چشم دادى، فکر دادى و آن چه که لایقش نبودم، دادى؛ پس من چه طور شُکر این همه نعمت تو را بجای آورم؟ به بزرگیت قسم که هیچ وقت قادر نخواهم بود، شکر تو را بجا آورم؛ پس مرا ببخش و بیامرز و دلم را به نور خودت منور ساز و مرا از هواى نفسم دور گردان، اى خداى مهربان! خدایا! اى آن که مى ‏پوشانى عیب مرا، اى آن که به همه چیز آگاهى! از تو مى‏ خواهم که قلب مرا از پس پرده بیرون آوری؛ عیب نفس مرا بر طرف سازی و عقل مرا از چنگ هوا و هوس، آزاد گردانی و نفس مرا از عقل من دور گردانی که تو قادر و توانایى. ...و اما راهى که مى‏ روم تنها قصدم رضایت و خشنودى خداوند -تبارک و تعالى- مى ‏باشد. در طول این راه خواسته ‏ام کسى باشم که از وادی حیوانیت به سوی انسانیت سلوک کنم و تکامل را فقط در این راه یافتم که راهى است پُر بها؛ از آن جهت که مقصد، تنها الله است و رسیدن به فطرت خویشتن که روح خدا در آن متجلى است و من کوششم تنها براى تزکیه نفس و به زندان کشاندن نفس اماره و آزاد کردن عقل از این زندان خطرناک و هولناک است، که پیمودن این راه براى کسانى که نهایت را در چشم دل خود دیده ‏اند و یقین را چشم دل خود قرار داده ‏اند، بسیار لذت‏بخش است. حرکت به سوى خویشتن خود، آن فطرتى است که انسان، درونش خدا را مى ‏بیند و برونش را جلوه ذات حق، این سیر سلوک جز پیوستن به حقیقت حق نیست؛ بله! اى آن که مرا آفریدى! من جداى از تو نیستم، بلکه من جلوهی تو هستم؛ پس مرا پاک و به سوى خودت ببر که من عاشق تو هستم. من بر اساس وظیفه ‏اى که پیدا کردم، به طرف جبهه ‏هاى جنگ اسلام علیه کفر رفتم و چه دانشگاهى بهتر از جبهه اسلام و کفر؛ دانشگاهى که به امر خدا از طریق رسولش بنیان گذاشته شد و استادى چون حسین(ع)در آن سرورى مى‏ کند و درس آزادگى مى‏ دهد و عزت و شرف را در جنگ اسلام و کفر قرار مى ‏دهد و مرگ خونین را از ذلت و بردگى، بهتر دانسته است. من راهم را یافتم و استادم را شناختم و درس را از استادم یاد گرفتم و حال، موقع افتخارش فرا رسیده است. ...و اما، همان طورى که این راه بسیار پُر ارزش است، حرکت در این راه نیز بسیار ظریف است و هر چه نزدیکتر به مقصد مى ‏شویم، حرکت باید ظریف تر و حساس تر و محتاط ‏تر باشد تا بتوانیم به ملاقات معبود خود برسیم. من جنگ اسلام علیه کفر را تقدیس مى‏ کنم، از آن جهت که دَرى از دَرهاى بهشت در جهاد با کفار است و من پذیرفتم شهادت را در راه خداى بزرگ با خلوص نیت که آن هم سرچشمه‏ اش از خداست. این وصیت‏نامه در شب قبل از حمله ی قواى اسلام علیه کفر نوشته شده است؛ لذا خداى را شُکر مى‏ کنم که مرا بدین جا آورد تا درکم و فهمم براى شناخت اسلام بیشتر شود. حمد و سپاس، خدایی را که یکتاست و بى‏ همتا است. حمد و سپاس خدایی را که محمد (ص) را فرستاد تا راهنماى بشر باشد و بشر را به فطرت خویش رهنمون گرداند.۱ (۱۰۷۲۰۹۷) نجفعلى امامقلى