در حال دریافت تصویر  ...
نام سید علی حسینی آقابابایی
نام پدر سید محمد مهدی
نام مادر محترم
محل شهادت شیخ محمد

بیوگرافی
حسینی‌آقابابایی، سیدعلی: دوم اردیبهشت ۱۳۴۹، در روستای آقابابا تابعه شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدمحمدمهدی، روحانی بود و مادرش محترم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم خرداد ۱۳۶۷، در شیخ‌محمد عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین - آقا بابا تاریخ تولد ۱۳۴۹/۰۲/۰۲
محل شهادت شیخ محمد تاریخ شهادت ۱۳۶۷/۰۳/۲۴
استان محل شهادت - شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم راهنمائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
سیدعلی حسینی آقابابایی: با درود و سلام به محضر آقا امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینی و درود و سلام به تمامی رزمندگان اسلام و با درود و سلام به تمام معلولین و مجروحین جنگ تحمیلی؛ این جانب سیدعلی حسینی، وصیت می کنم: مادرم! اگر خدا خواست و مرا لایق شهادت دانست، شُکر خدا کن. مادرم! اگر برایم مجلسی مهیا گردید، به خاطر تمام شهیدان اسلام باشد و به خاطر کسانی که مفقود شده اند. مادرم! هرگاه خواستی گریه و زاری کنی، به خاطر تمام شهیدان و آقا امام حسین(ع) گریه کن که وقتی سر بریده ی آقا بر سر نیزه بود، کسی نبود برای او گریه کند و کسی نبود بدنش را به خاک بسپارد. پدرم! وصیتی به شما می کنم که اگر مایل بودید مجلسی بگیرید، به خاطر تمام شهدای مفقود و شهدای کربلا بگیرید. پدرم! هر چه می خواستی برای عروسی و دامادی من مصرف کنی، برای دامادی یک یتیم -که بی پدر است- مصرف کن و آن را مثل پسرت یا دخترت بدان. ...و اما برادرانم حسن، مصطفی و جواد! به شما وصیت می کنم که بعد از من نماز و روزه و عبادات شما نباید ترک شود. برادرانم! مرا می بخشید که نماندم تا دامادی شما را ببینم. اما خواهران من! زینب گونه باشید و استوار و نگذارید دشمن در بین شما نفوذ کند. ...و اما دایی جان! مرا می بخشی که شما را اذیت و آزار کردم. دایی سیروس! نادانی کردم؛ مرا حلال کن! مرا می بخشی که در عروسی نمی توانم شرکت کنم. دایی جان! نماز و روزه به پا دار که این روزگار به هیچ کس وفا نمی کند. ...و اما وصیتی که به -پسر عمه ام- ابوالفضل فلاح دارم، این است که: نماز و عبادات را پیشه کن که در همه حال پیروز و سربلند هستی. آخرین وصیت من به مادر و پدرم این است که: به خاطر من ناراحت نباشید؛ من امانتی بودم که ۱۸ سال خدا این امانت را در پیش شما گذاشت و بعد از ۱۸ سال این امانت را از شما خواست. انسان مؤمن نباید در دادن امانت خیانت کند؛ آن هم به حضرت احدیت! و حتماً به این هایی که گفتم عمل کنید. به جز آن وصیتی که به آقا کردم که به جای عروسی من از یک یتیم یا یک مستمند که احتیاج به پول دارد به او کمک کنید و برای او عروسی بگیرید.۱ (۱۲۳۷۸۱۵) سیدعلی حسینی آقابابایی ماه مبارک رمضان ۳/۱/۶۷