در حال دریافت تصویر  ...
نام احمد محمدرضالو
نام پدر مرتضی
نام مادر کشور
محل شهادت شیخ محمد

بیوگرافی
محمدرضالو، احمد: یکم اسفند ۱۳۴۴، در روستای رحیم‌آباد از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد. پدرش مرتضی، کشاورز بود و مادرش کشور نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم خرداد ۱۳۶۷، در شیخ‌محمد عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۸۰ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

محل تولد بوئین زهرا - رحیم آباد تاریخ تولد ۱۳۴۴/۱۲/۰۱
محل شهادت شیخ محمد تاریخ شهادت ۱۳۶۷/۰۳/۲۴
استان محل شهادت - شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات پنجم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص 1380
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - بوئین زهرا - رحیم آباد


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
شهید، احمد مُحمّدرضالو: متن زیر وصیتنامه اینجانب احمد مُحمّدرضالو است، که -اگر خداوند قادر متعال، شهادت با عزت و شرافت را در راه خویش نصیبم کرد- از خود نکاتی چند را به عنوان یادگار بر جای می گذارم. تاریخ انسان همیشه پُر از صحنه های مبارزه ی حق با باطل بوده است و این سنّت الهی است که حق همیشه پیروز است؛ حال باطل به هر شکلی که می خواهد در بیاید، مهم نیست! ما که ادعای حقانیت داریم، نباید هیچگونه بیمی به خود راه دهیم که: «نصر من الله و فتح قریب». این سخن را از زبان، بلکه از عمق دل یک برادر کوچک بپذیرید که حق در هر زمان میزانی دارد و میزان آن در زمان ما «اولی الامر» زمان، حضرت امام خمینی می باشد؛ پس بر ماست تا -هر چه بیشتر و دقیق تر- به دستورات دین و اوامر پیر جماران -این وارث انبیا و نایب بر حق امام زمان(عج) که در شجاعت و شهامت و درد و رنج کشیدن، چون جد بزرگوارش علی(ع) و در صبر و پایداری، همچون پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین می باشد- با جان و دل عمل نماییم. آری! پروردگار احدیّت را سپاس می گویم که به من فرصت داد تا اسلام را بشناسم و از جهل و خاموشی و شرک دور شوم. آری! انقلاب اسلامی باعث شد تا من از زندگی مادّی، پست و زورگویی دنیا خارج شوم و با دیدگاه توحیدی و بینش وسیعی به جهان بنگرم و شهادت و مرگ را در راه خدا تولدی دیگر و نعمتی جاودانه برای انسان بدانم. پروردگار عالمیان را سپاس می گویم که این نعمت بزرگ و گران بها، یعنی امام امّت، خمینی کبیر را فرستاد تا ما را از ظلمت ها نجات و راه روشنایی را به ما نشان دهد و ما را روانه ی میدان مبارزه کند تا لوله های تفنگمان را سمت قلب کفرجهانی -به سرکردگی آمریکای جنایتکار و شوروی غارتگر و عُمّال پلیدشان- نشانه رویم. آری! من می روم تا به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» سید الشهدا، امام حسین(ع) لبیک بگویم. مدتها به انتظار شهادت نشستم و از گناهان گذشته ی خود توبه نمودم؛ لیکن در این مدت لیاقت نداشتم و خداوند از من راضی نشده بود. من می روم به جایی که یاران حسین(ع) عاشقانه و با نیّتی پاک جان خود را فدای الله، قرآن و اسلام می کنند. جایی که مردان حق از تمام وابستگی های دنیوی چشم پوشی کردند و از زن، فرزند، خانواده، پدر و مادر دور شدند و به حق پیوستند. می روم تا با اهدای جان خود، به اسلام خدمت کنم که نهال اسلام به خون احتیاج دارد تا آبیاری شود و مستضعفین جهان از زیر سلطه ی ستمگران خلاصی یابند. یاران من! می روم؛ ولی از شما پدر، مادر، دوستان، برادران و کسانی که این وصیتنامه را می خوانند، می خواهم که فقط تقوا را پیشه ی خود کنند. گر چه خودم از عهده ی آن بر نیامدم؛ ولی شما را به این مهم سفارش می کنم. پدر، مادر و عزیزانم! اگر خداوند بزرگ شهادت را نصیبم کرد، در فراغم گریه و ناله نکنید و ناراحتی از خود نشان ندهید و -تا آنجا که می توانید- صبر کنید؛ همچون رهبر عزیزمان که در سوگ فرزند عزیزش -حاج آقا مصطفی- که او را امید آینده ی اسلام می دانست، هیچگونه گریه و ناراحتی نکرد و فقط به گفتن سه بار «انا لله و انا الیه راجعون» اکتفا کرد. آری! مردان خدا باید اینگونه باشند؛ یعنی، از عزیزترین چیزشان هم چشم پوشی کنند که در این صورت خداوند آنان را بسیار دوست می دارد و اسم شان را در گروه صابرین ثبت می کند. آری! باید صبر کرد و مقاوم بود و راه شهید را ادامه داد، تا اینکه ابرجنایتکاران زمان، یعنی آمریکا و شوروی در جهان توسط مستضعفین رسوا و نابود گردند. بار دیگر سخن تمامی شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی را تکرار می کنم که شهید، گریه کن نمی خواهد؛ بلکه پیرو و ادامه دهنده راهش را می خواهد. آن قدر باید راه شهدای پاکباخته ی اسلام را ادامه دهیم تا -ان شاء الله- به یاری حضرت مهدی(عج) -منجی عالم بشریت- و رهبری آن حضرت و نایب بر حقش -امام امّت- تمام مستضعفان و محرومان دربند را از چنگال امپریالیست نجات دهیم. آری! باید راه شهدا را ادامه داد تا به یاری حق، بانگ «لا اله الا الله و مُحمّداً رسول الله» در تمام جهان طنین انداز شود. در آخر گوشزد می کنم و از کلیه ی خواهران و مادران عزیز ایرانی -به خصوص از همشهریانم- عاجزانه می خواهم در حفظ حجاب اسلامی خود کوشا باشند و حجاب را به عنوان سنگری برای مبارزه با آمریکای جنایتکار و فاسد به کار گیرند که این حجاب، از خون شهید کوبنده تر است. از دوستان، بستگان، فامیل، همسایگان و خانواده ام می خواهم که اگر حقی بر گردن من دارند که حتماً دارند و یا اینکه از من بدی دیدند، آن را به خاطر خدا ببخشند و مرا حلال کنند. از امّت حزب الله، به خصوص از جوانان عزیز و غیره می خواهم همیشه و در هر حال، پشتیبان انقلاب اسلامی باشند و از رهبر انقلاب اسلامی -به عنوان ولی امر و نایب مهدی(عج) و فرمانده کل قوا- پشتیبانی کنند. از امّت قهرمان و حزب الله می خواهم مسأله ی جنگ را فراموش نکنند و آن را در صدر همه ی مسایل قرار دهند که جنگ اسلام و کفر تمام شدنی نیست و تا زمانی که کفر در جهان باشد، مبارزه هست و نباید از جنگ دست کشید و نباید خسته شد و خداوند به جهادگران انقلاب اسلامی و قرآن، اجر عظیمی نصیب خواهد کرد.۱ (۱۶۶۹۴۳۰) احمد مُحمّدرضالو ۰۱/۰۵/۱۳۶۵