در حال دریافت تصویر  ...
نام غلام رضا رضایی کلج
نام پدر فریدون
نام مادر ثریا
محل شهادت پیرانشهر - پادگان

بیوگرافی
رضایی‌کلج، غلامرضا: یکم فروردین ۱۳۴۶، در روستای کلج از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش فریدون، کشاورز بود و مادرش ثریا نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. هجدهم بهمن ۱۳۶۵، در بمباران هوایی پیرانشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین - کلج تاریخ تولد ۱۳۴۶/۰۱/۰۱
محل شهادت پیرانشهر - پادگان تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۱۱/۱۸
استان محل شهادت آذربایجان غربی شهر محل شهادت پیرانشهر
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات اول راهنمائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - کلج-بخش طارم سفلی


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
اسناد
وصایا
بسم الله الرحمن الرحیم. سپاس ذات مقدس خداوندی را سزد که ما را به توفیق خویش به سوی راه خودش رهبری فرمود و با توحید و یکتاپرستی ما، او ما را بر همه‌ی بندگانش برتری داد. او را بر نعمت‌های یگانه و دوگانه‌اش و کلیه‌ی نعمتهایی که از او به ما می‌رسد، سپاسگزارم. سپاسی که افکار و اندیشه‌های برق آسای بشریت از اندازه‌گیری و شماره‌ی آن کوتاه آیند و درمانده گردند. گواهی می‌دهم که خدایی جز او نیست؛ گواهی دادن کسی که زبانش به راستی سخنی می‌گوید و دلش از درستی پر است و باز گواهی می‌دهم بر این که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده‌ی برگزید از میان بندگان او و رسول و فرستاده اوست و باز گواهی می‌دهم که امام خمینی یکی از بندگان پاک خداوند متعال و فرستاده‌ی اوست که برای هدایت مردم به سوی توحید و یکتاپرستی و بیدار نمودن مردم جهان و نجات مسلمانان از دست ستمگران برای ما مردم و ملت ایران و دیگر مسلمانان جهان فرستاده است؛ لذا این‌جانب «غلامرضا رضایی» به عنوان یک برادر کوچک برای برادرانم و به عنوان یک پسر کوچک برای پدرانم و هم‌روستائیانم و به تمام خواهران و مادران عزیز، سلام گرم دارم. بعد از سلام خواهشمندم کسانی که می‌توانند، به هر طریق به جبهه کمک نمایند. جوان‌ها به جبهه‌ها بیایند و پدران در پشت جبهه کمک نمایند. مادران و خواهران گرامی با دوخت و دوز لباسهای زمستانی و غیره، به جنگ‌زدگان کمک نمایند. از پدرم خدای متعال راضی باشد؛ من هم راضی هستم. پدر جان! از کمک‌هایی که به جبهه نمودید (ماست، گوسفند، انار، نان) که از روستای خودمان و از روستاهای دیگر برای جبهه جمع‌آوری کردید؛ خیلی خیلی خوشحال گردیدم. خواهشمندم به کار خود ادامه دهید. برادرهای گرامی و پدران عزیز! اولین مرحله از پیکار در راه حق- که باید خودتان را به آن وادار کنید- جهاد با دست‌هایتان است؛ یعنی برترین مراتب جهاد، همانا جهاد با دست است که اگر می‌توانید بایستی بدون عذری در این جنگ سرنوشت‌ساز شرکت کنید. به گفته‌ی امام عزیز، خمینی بت‌شکن، «دین و شرف ما در گرو این جنگ است» و بایستی تا نابودی امریکا و صدام ادامه داشته باشد. سپس، جهاد با زبان خودتان و تبلیغ دین اسلام و دین پیامبران. شمابا تبلیغ زبانی، این گروهک‌های منافق و دیگر گروه‌ها را محکوم نمایید. درست است که در روستای ما هیچ‌گونه گروهکی وجود ندارد؛ اما مواظب غریبه‌هایی که به روستا می‌آیند، باشید و به هیچ کس اجازه‌ی کوچکترین اهانتی به این انقلاب را ندهید. پس با دل‌های خودتان جهاد نمایید و بدکاران را به دل‌هایتان راه ندهید و آنها را به دل بد داشته باشید و هر کس با دلش امر به معروف نماید. این انقلاب، نعمت است که از خداوند به ما رسیده و به ما باریدن گرفته است. برای این نعمت‌ها از خداوند تشکر کنید و از خود دور نسازید. امروز، روز عمل است. فرصت‌های روزگار را دریابید و در میدان عمل اسلام را یاری کنید و به سوی مرگ بشتابید و برای پس از مرگ‌تان کاری انجام دهید. میدان، میدان مسابقه است. این فرصت‌ها را از دست ندهید. پدر و مادر عزیزم، خواهرانم و تنها برادرم! چند شبی است که خواب‌های جورواجوری می‌بینم. یک روز بر عقابی سفید سوار هستم و یک روز بر اسبی سفید سوار می‌باشم. دیشب نیز مثل پرنده در آسمان پرواز می‌کردم. همسنگرهایم می‌گویند: «تو یک جوری شده‌ای؛ انکار در جمع ما نمی‌باشی!» باری، پدرجان! قبلاً که نامه می‌دادم، می‌گفتم جواب نامه فوری- فوری؛ ولی این بار می‌گویم جواب نامه را ندهید. من خودم به پیش‌تان خواهم آمد؛ حتماً! قبلاً نیز گفته‌ام، هفت لیتر بنزین به پسر حاجی نعمت بدهکارم. حتماً بنزین این بنده‌ی خدا را بدهید، [که] در داخل باک موتور دارم و اگر امکان دارد از آن بکشید. باری! سلام مرا به مادر عزیزم و تمام خواهرانم، برادرم، تمام فامیل‌ها، دوستان و تمام اهالی روستا برسانید. به امید پیروزی رزمندگان اسلام و آرزوی طول عمر برای امام عزیز و پایداری انقلاب اسلامی. «مرگ بر آمریکا». ۱۶/۱۱/۱۳۶۵. غلامرضا رضایی