در حال دریافت تصویر  ...
نام اصغر جانی
نام پدر احمد
نام مادر عذرا
محل شهادت اروندرود

بیوگرافی
جانی، اصغر: هشتم بهمن ۱۳۴۲، در روستای شترک‌ماخورین از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش احمد، کارگر بود و مادرش عذرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه بود. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم بهمن ۱۳۶۴، در اروندرود بر اثر اصابت گلوله به پا، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین - شترک ماخورین تاریخ تولد ۱۳۴۲/۱۱/۰۸
محل شهادت اروندرود تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۲۵
استان محل شهادت خوزستان شهر محل شهادت آبادان
وضعیت تاهل متاهل درجه نظامی
تعداد پسر ۰ تعداد دختر ۰
تحصیلات پنجم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - شترک ماخورین-بخش رودبار شهر


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
شهید، اصغر جانی: اینجانب، اصغر جانی، در سلامت کامل و در سنگر دفاع از اسلام عزیز و در جوار رزمندگان کفرستیز اسلام، در روز ۱۳ بهمن ۱۳۶۴ اقدام به نوشتن این وصیتنامه نمودم تا به وظیفه‎ی شرعی و قانونی خود عمل کرده باشم. قبل از هر چیز سخنی با امت همیشه در صحنه حزب الله: ای شهیدپروران جامعه! ای کسانی که با عمل خود دین خود را به اسلام ادا نموده، کشور خود را بر بال ملائکه الله نشاندید! شما را به تقوی و پاکی فکر و عمل، سفارش می کنم و شما را به وحدت و برادری، دعوت می کنم که رمز پیروزی ملت‎هاست. برای خدا با هم دوستی کنید که دشمن از اتحاد شما برای همیشه از بهره‎کشیدن از این امت، ناامید گردد. اطاعت از ولی فقیه را در همه‎ی احوال توصیه می کنم که پیروزی شما مدیون همین کلمه است. امام امت و یاران صادق ایشان را با دست، زبان، جان و مال، یاری دهید و هیچ‎گاه دور و بر آنها را خالی نکنید و پشتیبان آنها باشید. بدانید که اگر مردم زمان حضرت علی (ع)، امام خود را تنها نمی گذاشتند، امام‎شان خانه نشین نمیشد و احکام خدا تعطیل نمی گشت. امروزه، جامعه نیاز مبرمی به رهبر آگاه و متعهد و دلسوز دارد که این موهبت را خداوند، نصیب امت اسلام، مخصوصاً ملت عزیز ما نموده است. هم‎چنین بدانید، دنیا محل گذر است و سرای آخرت، همیشگی و جاودان است. برای آن روز، کار کنید تا در روز قیامت پیش خدا و خاندان عزیز پیامبر گرامی اسلام (ص)، سرافکنده نباشید. من فقط برای یاری اسلام و لبیک گفتن به ندای «هل من ناصر ینصرنی؟» امام حسین(ع) و فرزندش امام امت، به جبهه رفتم و اگر شهید شدم هیچ چشم‎داشتی از فرد یا ارگانی ندارم. از خانواده‎ی عزیزم می خواهم مرا حلال کنند و در شهادتم آن‎چنان گریه نکنند که گریه‎ی آنها به ضرر اسلام باشد؛ بیتابی نکنید! صبور باشید که خداوند صابران را دوست دارد. در نمازجمعه و جماعت شرکت کنید و زنان جامعه، حجاب اسلامی را کاملاً رعایت فرمایند. با منافقین برخورد تند و شکننده داشته باشید.۱ (۱۱۷۹۴۸۲) اصغر جانی ۱۳/۱۱/۱۳۶۴