در حال دریافت تصویر  ...
نام محمد حسین دودانگه
نام پدر حسن
نام مادر خدیجه
محل شهادت بوکان

بیوگرافی
دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۱/۰۱/۲۰
محل شهادت بوکان تاریخ شهادت ۱۳۶۲/۰۱/۱۲
استان محل شهادت آذربایجان غربی شهر محل شهادت بوکان
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات دیپلم رشته علوم انسانی
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوين -


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
بسم الله الرحمن الرحیم. «شهادت کمال انسان است.» امام خمینی (س) «تمام دعوای‌مان بر سر اسلام است». امام خمینی (س). «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون».(آل‌عمران/۱۶۹). آنان که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده نپندارید؛ بلکه زنده‌اند و نزد خدای خود روزی می‌خورند. به نام خداوند در هم کوبنده‌ی ستمگران به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد (ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان (عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (س) ، وصیت‌نامه‌ی خودم را شروع می‌کنم: پدر و مادر عزیزم! من مدت‌ها بود که آرزوی رفتن به جبهه را داشتم تا این که امروز ۲۴/۱۰/۶۱ این توفیق نصیب من شد. من در خودم کمی احساس آرامش می‌کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته‌ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را ـ در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر ـ می‌دیدم، به خود می‌گفتم: «چرا من نباشم؟» مگر خون من از خون آنان رنگین‌تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آنها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می‌کردم، تا این که امروز توانستم به حول و قوه الهی این ضعف را از بین ببرم و آماده‌ی جنگ در راه اسلام و جمهوری نو پای اسلامی بشوم تا این که بتوانم خون ناقابل خود را فدای اسلام و امام خمینی (س) و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما امروز شاید بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می‌روم به جبهه‌ها تا علیه صدام، منافقین و وطن‌فروشان داخلی بجنگم، که یا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه‌های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان‌پرور ایران ریخته شود، تا شاید از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان‌زده و خوشحالم که نمی‌توانم درست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می‌مانم که می‌خواهد خود را به آشیانه اش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه‌وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمانه برای من خیلی طولانی شده و نمی‌دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی‌ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می‌دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید و از شما در اینجا حلالیت می‌طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می‌کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می‌شود. من می‌دانم که فرزند بزرگ‌تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می‌شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید که: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸) ـ همیشه به یاد خدا باشید که دلتان آرام بگیرد. اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته‌ی ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه‌ی فامیل‌ها می‌خواهم اگر اسائه‌ی ادبی نسبت به آنان کرد‌ه‌ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه‌ی شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می‌کنم که بعد از شهید شدن من، راه من را ادامه دهند تا شاید آنها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. بعد از شهید شدن من، مرا در «امام‌زاده عباس» (ع) و در میان برادرانم «محمدعلی جباری» و «علی‌رضا نظری» دفن کنید؛ چون واقعاً آنها مردانی پاک و حقیقت‌جو بودند، که همیشه به یادشان هستیم و خدا رحمت کند چنین جوانانی را که راه اسلام را پیش گرفته و شهید شدند. در آخر با چند دعا وصیت‌نامه را به پایان می‌رسانم: «خدایا، خداوندا! دشمنان اسلام را سرکوب بگردان.» «خداوندا! پرچم اسلام را بر مرز و بوم کشور عزیزمان ایران برافراشته دار.» «بارالها! به خمینی کبیر (س) و احیاگر اسلام طول عمر عنایت بفرما.» «بارالها! رزمندگان ما را یاری بفرما.» امیدوارم که همه‌تان یار و یاور خمینی بزرگ (س) باشید و همواره در هر کجا که هستید، انقلاب را یاری بنمایید تا انقلاب عظیم ما ـ به حول و قوه خدا ـ به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی‌اش ـ که امام زمان (عج) است ـ تحویل دهیم. «همه‌ی قلب‌ها برای شهادت می‌طپد؛ امید است هیچ قلبی برای شهادت باز نایستد.» امام خمینی (س). و السلام علیکم و رحمه الله و برکات. ۳۰/۱۰/۱۳۶۱. سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران. محمدحسین دودانگه