در حال دریافت تصویر  ...
نام علی تاج احمدی تبریزی
نام پدر جلیل
نام مادر فاطمه
محل شهادت پاسگاه زید

بیوگرافی
تاج‌احمدی تبریزی، علی: بیستم آبان ۱۳۴۳، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش جلیل و مادرش فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۶۲، در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به ران و شکم، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۴۳/۰۸/۲۰
محل شهادت پاسگاه زید تاریخ شهادت ۱۳۶۲/۰۲/۲۳
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت -
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات سوم متوسطه رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین


در صورت داشتن تصاویر یا اطلاعات بیشتری از شهید می توانید آنها را در اختیار ما قرار دهید تا در سایت قرار گیرد

   
عنوان         فایل   
متن
تصاویر
وصایا
شهید، على تاج‏احمدى‎تبریزی: من، از خداى خود و آقا امام زمان (عج) و رهبرم و از تمامى شهدا و شما امت همیشه در صحنه، شرمنده ‏ام که حقم را نتوانستم در قبال خداى خود و شما ادا کنم و از خداوند متعال در جهان، طلب عفو دارم و از شما مى‏ خواهم، حق‎تان را بر من ببخشید. عزیزانم! من، کوچک‎تر از آنم که به شما وصیت کنم؛ اما هر کس وظیفه ‏اى دارد که باید به آن عمل کند. تکلیف شما امت، حضور همیشگى‏تان در صحنه است؛ صحنه‎ی مبارزه و پیکار، که شیاطین از این مى ‏ترسند و این بر شما حجت است. برادران و خواهران! این است پیام خون تمامى شهداى اسلام: ما رفتیم و به وظیفه‎ی خود عمل کردیم و با خون خود نهال اسلام را آبیارى کردیم و این شمایید که باید پاسدار دستاوردهاى این خون‎ها باشید و شمایید که باید با دشمنان اسلام تا آخرین قطره‎ی خون‎تان پیکار کنید. آرى، عزیزانم! زندگى این است. آن‎چه در آن غوطه ‏ورید، آن مرگ است؛ نه حیات! اخطار مى ‏کنم و فریاد مى‏ زنم؛ فریادى از اعماق وجودم به بلنداى تاریخ: «لا اله ‏الا الله و الله ‏اکبر». اى مسلمین! مراقب باشید که این دنیا شما را به خودش مشغول نکند. مراقب باشید که به این دنیا و آن‎چه در اختیار دارید، وابسته نشوید. وابستگى، مطلقاً برای خداست و به غیر او شرک است. خداوند به همه‎ توفیق دهد که همیشه و همه جا وجودمان و همه‎ی سجودمان و همه‎ی اقوال‎مان و اعمال‎مان، خالصانه و براى او باشد و خداوند به همه‎ی ما ایمانی قوى بدهد؛ مثل این‎که خداوند همیشه در قلب‎ها حاضر است. داغ وصال آقا که بر دل ما ماند؛ ولی سلام ما را به نایبش برسانید. ما که دست‎مان به ضریح ابا عبدالله الحسین(ع) نرسید؛ سلام ما را هم به آن ضریح مطهر برسانید و سلام ما را به مسجد الاقصى برسانید.۱ (۱۱۵۹۶۰۹) به امید ندای اذان فتح بر بلنداى خانه کعبه على تاج‏احمدى ۲۵/۱۲/۶۱
خاطرات
کریم سرباز: با قطار عازم «اهواز» بودیم. رزمندگان در داخل قطار، شور و حال وصف‌ناپذیری داشتند. پاسدار شهید «علی تاج‌احمدی»، از هنرمندان نقاش، خطاط و فیلم‌بردار «سپاه پاسداران» هم، همراه ما بود. او جوانی با تقوا و با خدا بود. بیست و یکم اردیبهشت ماه سال شصت و دو بود، که به خط مقدم جبهه در «پاسگاه زید» رسیدیم. او از خوشحالی در پوست خود نمی‌گُنجید. از مواضع نیروهای خودی کلی فیلم و عکس گرفت. فردای آن روز ساعت شش صبح، بعد از خواندن نماز و دعای «ندبه»، به سوی خط مقدم حرکت کردیم. «علی» مثل همیشه نبود. خیلی نورانی شده بود. بعد از این که از چند موقعیت رزمندگان عکس و فیلم گرفت، ناگهان یک گلوله‌ی «خمپاره ۸۲» دشمن میان ما اصابت کرد و ایشان از ناحیه‌ی سینه و سر مجروح شد. «علی» با وضعیتی که داشت، فقط فریاد می‌زد: «یا مهدی! ادرکنی» و یا می‌گفت: «خداوندا! از سر تقصیرات من بگذر!» من خودم را با هر زحمتی که بود به نزدیک جاده رساندم. یک آمبولانس از راه رسید و ما را سوار کرد. آمبولانس حرکت کرد؛ اما متأسفانه در بین راه واژگون شد و ما مجدداً در جاده رها شدیم. در همین حال، برادر «فصیحی‌رامندی» ـ که فرمانده‌ی گُردان ما بود ـ از راه رسید و ما را به اورژانس رساند. و سرانجام نیز «علی» بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان به شهادت رسید.